
چوب حراج بر سود شرکتها؛ ناترازی انرژی با صنعت چه کرد؟
به گزارش اکوآنلاین،در حالی که ناترازی انرژی در کشور به یکی از چالشهای مزمن تبدیل شده، صنایع بزرگ ایرانخودرو و تولیدی به عنوان نخستین قربانیان این بحران، تحت فشار سنگینی قرار دارند. محدودیتهای عرضه برق و گاز که در تابستان و زمستان به شکل دورهای تکرار میشود، نه تنها تولید را متوقف میکند، بلکه با افزایش هزینههای سربار، سود خالص شرکتهای بورسی را هدف قرار داده است. اما این «بحران انرژی» دقیقاً چگونه ترازنامه شرکتهای بزرگ را کوچک میکند؟
مکانیزم زیان؛ چرا تولید متوقف میشود؟
برخلاف تصور عمومی، خسارت ناترازی انرژی فقط در «عدم فروش» خلاصه نمیشود. صنایع انرژیبر (Energy Intensive) مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان، برای حفظ راندمان به جریان پایدار انرژی نیاز دارند. وقتی گاز یا برق قطع میشود:
استهلاک ماشینآلات: توقف و راهاندازی مکرر کورهها و خطوط تولید، استهلاک تجهیزات را به شدت بالا میبرد.
افزایش هزینه تمامشده: وقتی تولید کاهش مییابد، هزینههای ثابت (حقوق پرسنل، بیمه، استهلاک) بین تعداد کمتری محصول تقسیم میشود که منجر به جهش هزینه تمامشده هر واحد کالا و کاهش حاشیه سود میشود.
بررسی صنایع پیشرو؛ ناترازی با تولیدکنندگان چه میکند؟
۱. پتروشیمیها؛ کاهش ارزآوری
صنعت پتروشیمی که ستون فقرات صادرات غیرنفتی و درآمد ارزی کشور است، بیشترین ضربه را از قطع گاز (به عنوان خوراک و سوخت) میخورد. محدودیت در عرضه گاز، یعنی کاهش مستقیم تولید محصولات پلیمری و شیمیایی. این اتفاق در ترازنامه شرکتها به شکل کاهش درآمدهای عملیاتی و در نهایت افت EPS (سود هر سهم) نمود پیدا میکند.
۲. فولادسازان؛ بلعیدن انرژی
فولادسازی یکی از برقبرترین صنایع کشور است. محدودیتهای تابستانی برای تامین برق، مستقیماً ظرفیت تولید کورههای قوس الکتریکی را هدف قرار میدهد. وقتی فولادساز مجبور به کاهش شیفتهای کاری میشود، توان رقابتی او در بازارهای صادراتی به دلیل «عدم تحویل بهموقع» به شدت آسیب میبیند.
۳. سیمانیها؛ گرفتار در چرخه فصلی
صنعت سیمان با دو لبه قیچی مواجه است: محدودیت گاز در زمستان و محدودیت برق در تابستان. از آنجا که سیمان کالایی با هزینههای حملونقل بالا است و امکان دپو کردن طولانیمدت آن دشوار است، توقف تولید به دلیل ناترازی انرژی باعث میشود شرکتها در فصول پیک تقاضا (ساختوساز) قدرت مانور نداشته باشند و عملاً سهم بازار خود را از دست بدهند.
نگاه به بازار سرمایه؛ سرمایهگذاران چه کنند؟
این ناترازی در بورس تهران به یک «ریسک سیستماتیک» تبدیل شده است. اکنون تحلیلگران بازار سرمایه در ارزشگذاری شرکتها، باید «ضریب ناترازی» را به مدلهای خود اضافه کنند. شرکتهایی که توانستهاند با احداث نیروگاههای اختصاصی یا بهینهسازی فرآیندها، وابستگی خود به شبکه سراسری را کاهش دهند، در میانمدت وضعیت باثباتتری خواهند داشت.
سخن پایانی:
سود شرکتها در سایه ناترازی انرژی، هر سال آبرفتگی بیشتری را تجربه میکند. برای خروج از این وضعیت، اصلاح الگوی مصرف تنها یک راهکار تئوریک است؛ آنچه صنعت نیاز دارد، سرمایهگذاری جدی در تولید انرژی و تغییر اولویتبندی توزیع در زمانهای پیک است. در غیر این صورت، این چوب حراج بر سود شرکتها، همچنان بزرگترین مانع برای رشد سودآوری صنایع بورسی باقی خواهد ماند./زهرا صادقی




