
پیشبینی آینده بورس تهران
در حالی كه بسیاری از بازارهای داخلی در روزهای اخیر در واكنش به تنشهای بین ایران و امریكا واكنش منفی نشان میدهند، بورس تهران همچنان مسیر صعودی خود را حفظ كرده است.
به گزارش اکوآنلاین:در حالی كه بسیاری از بازارهای داخلی در روزهای اخیر در واكنش به تنشهای بین ایران و امریكا واكنش منفی نشان میدهند، بورس تهران همچنان مسیر صعودی خود را حفظ كرده است؛ روندی كه بیش از آنكه نشانهای از رونق اقتصادی باشد، بازتابی از تلاش برای ورود نقدینگی از سوی سازمان بورس است.
تحلیلگران بورسی معتقدند، آنچه امروز به عنوان رشد شاخص كل مشاهده میكنیم، در واقع یك «تعدیل ارزش» بزرگ برای همگام شدن با واقعیتهای جدید ارزی و تورمی است، نه لزوما نشانی از بهبود در چشمانداز كلی اقتصاد. این تصویر مانند سرابی در آب است؛ واقعی به نظر میرسد، اما ریشه در آب ندارد، بلكه حاصل داغی شنهاست. با این حال، آینده بورس همچنان به متغیرهای سیاسی و امنیتی گره خورده است. كاهش تنشها و شكلگیری چشمانداز مثبت در سیاست خارجی میتواند مسیر رشد پایدارتر بازار را هموار كند، اما تشدید بحرانها یا تداوم وضعیت مبهم كنونی، سناریوهای متفاوتی را پیش روی سرمایهگذاران قرار خواهد داد. از همین رو، فعالان بازار معتقدند تالار شیشهای این روزها بیش از هر زمان دیگری آینهای از انتظارات، نگرانیها و امیدهای اقتصاد ایران است؛ بازاری كه میان ترس از ریسك و تلاش برای حفظ ارزش سرمایه در نوسان قرار دارد.
سه سناریو برای آینده بازار سرمایه
سید محمدرضا اعلمی، كارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با «اعتماد» میگوید: بازار سرمایه در شرایط فعلی، تصویری پیچیده و متناقض از واقعیت اقتصادی كشور به نمایش گذاشته است. شاخص كل، به عنوان دماسنج اصلی بورس، مسیری صعودی را پس از یك دوره توقف طولانیمدت ناشی از درگیریهای نظامی در پیش گرفته است، در حالی كه بسیاری از صنایع و كسبوكارها در بطن جامعه، هنوز با زخمهای ناشی از جنگ و عدم قطعیت دست و پنجه نرم میكنند. این رشد كه در نگاه اول ممكن است نشانه امید و بهبود به نظر برسد، در حقیقت روایتی عمیقتر از یك نبرد پنهان در اقتصاد را بازگو میكند: نبرد میان «حفظ ارزش داراییها» و «ریسكهای سیستماتیك». او میافزاید: رشد فعلی شاخص بیش از آنكه حاصل رونق تولید و سلامت اقتصادی باشد، واكنشی طبیعی و گریزناپذیر از سوی سرمایهها برای فرار از هیولای تورم و كاهش ارزش پول ملی است.
در شرایطی كه گزینههای سرمایهگذاری امن و قابل اتكا محدود میشوند، بورس به آخرین سنگر برای محافظت از قدرت خرید تبدیل میشود، حتی اگر این سنگر خود روی خط مقدم یك منطقه پرخطر بنا شده باشد.ریشه این رشد را باید در تغییر نگاه به داراییها جستوجو كرد. اعلمی ادامه میدهد: وقتی ارزش پول ملی به دلیل تنشهای سیاسی و اقتصادی تضعیف میشود، ارزش ریالی تمام داراییهای فیزیكی كشور، از كارخانهها و ماشینآلات شركتهای بزرگ گرفته تا معادن و محصولات پتروشیمی، به صورت اسمی افزایش مییابد. شركتهای صادراتمحور كه درآمدشان به ارز خارجی است، اما بخش بزرگی از هزینههایشان ریالی باقی میماند، ناگهان با جهش سودآوری مواجه میشوند.
این شركتها كه وزن سنگینی در محاسبه شاخص كل دارند، به تنهایی میتوانند كل نماگر بازار را با خود به سمت بالا بكشند. در این میان، سرمایههای سرگردان در جامعه كه شاهد آب شدن روزانه پساندازهای خود هستند، راهی جز پناه بردن به این بازار نمیبینند. او ادامه میدهد: هجوم این نقدینگی قدرتمند، تقاضای شدیدی برای سهام همین شركتهای بزرگ و داراییمحور ایجاد میكند و یك چرخه خودتقویتشونده از رشد قیمت را رقم میزند. بنابراین آنچه امروز به عنوان رشد شاخص كل مشاهده میكنیم، در واقع یك «تعدیل ارزش» بزرگ برای همگام شدن با واقعیتهای جدید ارزی و تورمی است، نه لزوما نشانی از بهبود در چشمانداز كلی اقتصاد. این تصویر مانند سرابی در آب است؛ واقعی به نظر میرسد، اما ریشه در آب ندارد، بلكه حاصل داغی شنهاست.
نباید فراموش كرد كه شاخص كل، میانگین وزنی عملكرد شركتهاست و رشد آن میتواند به سادگی، وضعیت بحرانی صدها شركت كوچك و متوسط كه نمادشان متوقف است یا با زیان دست و پنجه نرم میكنند را در پس پرده پنهان كند. اعلمی ادامه میدهد: با درك این واقعیتها، میتوان سه سناریوی محتمل را برای آینده بازار ترسیم كرد. هر یك از این سناریوها بیش از آنكه به تحلیلهای داخلی بازار وابسته باشند، به متغیرهای كلان سیاسی و امنیتی گره خوردهاند. سناریوی نخست، سناریوی خوشبینانه یا «كاهش تنش» است.
در این سناریو، فرض بر این است كه نشانههایی از كاهش درگیریها، آغاز مذاكرات و بازگشت تدریجی ثبات به منطقه پدیدار میشود. این اخبار مثبت میتواند ریسك سیستماتیك حاكم بر بازار را به شدت كاهش دهد. در چنین فضایی، اعتماد به آینده بازمیگردد و نقدینگی با اطمینان بیشتری وارد بازار میشود. اینبار، پول نه فقط برای فرار از تورم، بلكه با هدف سرمایهگذاری واقعی و مشاركت در بازسازی اقتصادی جریان مییابد. در این حالت، رشد بازار از انحصار شركتهای بزرگ و صادراتمحور خارج شده و به صنایع كوچكتر كه از جنگ آسیب دیدهاند نیز سرایت میكند.
شاهد بازگشایی تدریجی نمادهای متوقف و توجه بازار به سهام شركتهای ساختمانی، خدماتی و مصرفی خواهیم بود. در این سناریو، رشد شاخص كل میتواند پایدارتر و سالمتر ادامه یابد و بازار از فاز هیجانی به فاز تحلیلی و بنیادی وارد شود. این كارشناس در ادامه توضیح میدهد: سناریوی دوم، سناریوی بدبینانه یا «تداوم بحران» است. این سناریو بر فرض تشدید تنشها، طولانی شدن درگیریها یا وقوع حوادث غیرمنتظره جدید استوار است. در این حالت، عامل «ترس» بر عامل «تورم» غلبه خواهد كرد. سرمایهگذاران به این نتیجه میرسند كه ریسك از دست رفتن اصل سرمایه به قدری بالاست كه دیگر حفظ ارزش آن در برابر تورم، اولویت ندارد. در این شرایط، شاهد خروج پولهای هوشمند و محتاط از بازار سهام و حركت آنها به سمت داراییهای امنتر مانند طلا یا ارزهای خارجی خواهیم بود. فشار فروش در نمادهای بزرگ كه پیش از این لنگر بازار بودند، افزایش مییابد و شاخص كل میتواند یك اصلاح عمیق و دردناك را تجربه كند.
در این وضعیت، حتی پتانسیل تورمی اقتصاد نیز قادر نخواهد بود جلوی ریزش بازار را بگیرد، چراكه افق سرمایهگذاری به شدت تیره و تار میشود و اصل بقا بر منطق بازدهی اولویت پیدا میكند. سناریوی سوم، سناریوی میانه یا «فرسایش در ابهام» است. این سناریو كه شاید محتملترین گزینه نیز باشد، وضعیتی است كه در آن نه جنگ بهطور كامل پایان مییابد و نه تنشها به شكل غیرقابل كنترلی تشدید میشود. كشور و بازار در یك حالت برزخی «نه جنگ، نه صلح» باقی میمانند. در این حالت، دو نیروی متضاد ذكر شده، یعنی هراس از ریسك و نیاز به پوشش تورم، یكدیگر را خنثی میكنند. بازار انرژی لازم برای یك صعود قدرتمند و پایدار را ندارد، اما ترس از تورم نیز اجازه یك ریزش عمیق را نمیدهد.
در نتیجه، شاخص كل به احتمال زیاد وارد یك دوره نوسان خنثی و فرسایشی در یك محدوده مشخص خواهد شد. در این بازار، دیگر كلیت بازار مسیر یكسانی نخواهد داشت، بلكه انتخاب هوشمندانه سهام و صنایع خاص اهمیت پیدا میكند. صنایعی كه كمتر از بحران تاثیر پذیرفتهاند یا میتوانند از شرایط موجود به نفع خود استفاده كنند، ممكن است رشد كنند، در حالی كه بسیاری دیگر در ركود باقی خواهند ماند. این سناریو، یك دوره چالشبرانگیز برای سرمایهگذاران خواهد بود كه نیازمند صبر، تحلیل دقیق و دوری از معاملات هیجانی است. در نهایت، مسیر آینده بازار سرمایه ایران، بیش از آنكه در تالار شیشهای بورس تهران تعیین شود، در راهروهای تصمیمگیریهای كلان سیاسی و امنیتی رقم خواهد خورد و وظیفه سرمایهگذار، درك این واقعیت و مدیریت ریسك بر اساس سناریوهای پیش رو است.
با وجود اینكه در روزهای اخیر بازارهای جهانی از جمله طلا، نقره، بیتكوین و حتی بسیاری از بورسهای معتبر دنیا تحت تاثیر افزایش ریسكهای سیاسی و اقتصادی با افت قیمت مواجه شدهاند، بازار سرمایه ایران مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و همچنان روندی مثبت را تجربه میكند. امیرعباس باقری، تحلیلگر بازار سرمایه با نگاهی متفاوت در گفتوگو با «اعتماد» در مورد اینكه چرا حال بورس خوب است در حالی كه بقیه بازارها حال خوبی ندارند، صحبت میكند. باقری در واكنش به این شرایط میگوید: در نگاه اول ممكن است این رفتار متناقض به نظر برسد، اما با بررسی عوامل بنیادی و شرایط خاص اقتصاد ایران، دلایل این واگرایی قابل درك است.
او میافزاید: مهمترین عامل، ارزندگی نسبی بازار سهام ایران است. طی سالهای گذشته و بهویژه در دورههای اخیر، بسیاری از نمادهای بورسی به دلایل مختلف از جمله ریسكهای سیاسی، محدودیتهای اقتصادی و خروج نقدینگی، رشد متناسبی با تورم و افزایش ارزش داراییها نداشتهاند. حتی اكنون كه بخشی از نمادها پس از بازگشایی رشدهای قابل توجهی در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد را تجربه كردهاند، همچنان در مقایسه با نرخ تورم، ارزش جایگزینی داراییها و ارزش دلاری بازار، در سطوح جذابی قرار دارند. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از شركتهای بورسی هنوز نتوانستهاند فاصله ایجادشده میان ارزش بازار و ارزش واقعی داراییها و سودآوری خود را جبران كنند.
باقری ادامه میدهد: عامل دوم به كاهش نسبی نگرانیهای سیاسی بازمیگردد. هرچند هنوز نمیتوان با قطعیت درباره آینده تنشهای منطقهای و احتمال بازگشت درگیریها اظهارنظر كرد، اما در مقطع فعلی بخشی از سایه ریسك جنگ از سر بازار برداشته شده است. همچنین نشانههایی از تمایل قدرتهای بینالمللی، بهویژه امریكا، برای حفظ وضعیت آتشبس و جلوگیری از تشدید تنشها مشاهده میشود. همین موضوع باعث شده فعالان بازار سرمایه با دیدی امیدوارانهتر به آینده نگاه كنند و بخشی از سرمایههای منتظر ورود مجددا به سمت بازار سهام حركت كنند. او میگوید: نكته مهم دیگر، جریان نقدینگی در بازار است. در روزهای اخیر شاهد شكلگیری حجم بالایی از تقاضا در بسیاری از نمادها بودهایم و روزانه دهها همت نقدینگی در صفهای خرید و معاملات بازار مشاهده میشود.
این موضوع نشان میدهد كه بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران همچنان بورس را به عنوان مقصد جذاب سرمایهگذاری انتخاب كردهاند. زمانی كه نقدینگی به صورت مستمر وارد بازار شود، حتی در شرایطی كه ابهامات سیاسی بهطور كامل رفع نشدهاند، میتواند از روند مثبت قیمتها حمایت كند. از سوی دیگر از نگاه باقری، انتظارات مثبت نسبت به آینده نیز نقش مهمی در رفتار بازار ایفا میكند. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند كه در صورت شكلگیری حتی یك تفاهم اولیه در حوزه سیاست خارجی و آزاد شدن بخشی از منابع مالی كشور، بیشترین اثر مثبت بر بازار سرمایه نمایان خواهد شد. دلیل این موضوع آن است كه بورس از یك سو از بهبود چشمانداز اقتصادی منتفع میشود و از سوی دیگر به دلیل عقبماندگی قابل توجه نسبت به سایر بازارها، ظرفیت رشد بیشتری در اختیار دارد.
او میافزاید: در مقابل، بازارهای موازی مانند ارز و طلا بخش عمدهای از رشد خود را در دوره تنشها و پس از وقوع جنگ تجربه كردهاند. بنابراین حتی اگر قیمت دلار و طلا كاهش محسوسی را تجربه نكنند، احتمال جهشهای بزرگ و سریع در كوتاهمدت برای آنها كمتر از گذشته ارزیابی میشود. به عبارت دیگر، این بازارها بخش مهمی از واكنش خود به ریسكهای سیاسی را پیشتر نشان دادهاند، در حالی كه بازار سهام هنوز بخشی از این فاصله را جبران نكرده است.
این تحلیلگر بورس ادامه میدهد: در مجموع میتوان گفت كه مثبت بودن بورس ایران در شرایطی كه بسیاری از بازارهای جهانی با فشار فروش مواجه هستند، ناشی از تركیب چند عامل كلیدی است: ارزندگی بالای سهام نسبت به تورم و ارزش دلاری بازار، كاهش نسبی نگرانیهای سیاسی، ورود نقدینگی قابل توجه و امیدواری سرمایهگذاران به بهبود شرایط اقتصادی و سیاسی در آینده. از همین رو بسیاری از فعالان بازار معتقدند كه در مقطع كنونی، بازار سرمایه نسبت به بازارهای موازی همچنان از ظرفیت رشد بیشتری برخوردار است و بخشی از عقبماندگی خود را در ماههای آینده جبران خواهد كرد.
تحلیلگران بورسی معتقدند، آنچه امروز به عنوان رشد شاخص كل مشاهده میكنیم، در واقع یك «تعدیل ارزش» بزرگ برای همگام شدن با واقعیتهای جدید ارزی و تورمی است، نه لزوما نشانی از بهبود در چشمانداز كلی اقتصاد. این تصویر مانند سرابی در آب است؛ واقعی به نظر میرسد، اما ریشه در آب ندارد، بلكه حاصل داغی شنهاست. با این حال، آینده بورس همچنان به متغیرهای سیاسی و امنیتی گره خورده است. كاهش تنشها و شكلگیری چشمانداز مثبت در سیاست خارجی میتواند مسیر رشد پایدارتر بازار را هموار كند، اما تشدید بحرانها یا تداوم وضعیت مبهم كنونی، سناریوهای متفاوتی را پیش روی سرمایهگذاران قرار خواهد داد. از همین رو، فعالان بازار معتقدند تالار شیشهای این روزها بیش از هر زمان دیگری آینهای از انتظارات، نگرانیها و امیدهای اقتصاد ایران است؛ بازاری كه میان ترس از ریسك و تلاش برای حفظ ارزش سرمایه در نوسان قرار دارد.
سه سناریو برای آینده بازار سرمایه
سید محمدرضا اعلمی، كارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با «اعتماد» میگوید: بازار سرمایه در شرایط فعلی، تصویری پیچیده و متناقض از واقعیت اقتصادی كشور به نمایش گذاشته است. شاخص كل، به عنوان دماسنج اصلی بورس، مسیری صعودی را پس از یك دوره توقف طولانیمدت ناشی از درگیریهای نظامی در پیش گرفته است، در حالی كه بسیاری از صنایع و كسبوكارها در بطن جامعه، هنوز با زخمهای ناشی از جنگ و عدم قطعیت دست و پنجه نرم میكنند. این رشد كه در نگاه اول ممكن است نشانه امید و بهبود به نظر برسد، در حقیقت روایتی عمیقتر از یك نبرد پنهان در اقتصاد را بازگو میكند: نبرد میان «حفظ ارزش داراییها» و «ریسكهای سیستماتیك». او میافزاید: رشد فعلی شاخص بیش از آنكه حاصل رونق تولید و سلامت اقتصادی باشد، واكنشی طبیعی و گریزناپذیر از سوی سرمایهها برای فرار از هیولای تورم و كاهش ارزش پول ملی است.
در شرایطی كه گزینههای سرمایهگذاری امن و قابل اتكا محدود میشوند، بورس به آخرین سنگر برای محافظت از قدرت خرید تبدیل میشود، حتی اگر این سنگر خود روی خط مقدم یك منطقه پرخطر بنا شده باشد.ریشه این رشد را باید در تغییر نگاه به داراییها جستوجو كرد. اعلمی ادامه میدهد: وقتی ارزش پول ملی به دلیل تنشهای سیاسی و اقتصادی تضعیف میشود، ارزش ریالی تمام داراییهای فیزیكی كشور، از كارخانهها و ماشینآلات شركتهای بزرگ گرفته تا معادن و محصولات پتروشیمی، به صورت اسمی افزایش مییابد. شركتهای صادراتمحور كه درآمدشان به ارز خارجی است، اما بخش بزرگی از هزینههایشان ریالی باقی میماند، ناگهان با جهش سودآوری مواجه میشوند.
این شركتها كه وزن سنگینی در محاسبه شاخص كل دارند، به تنهایی میتوانند كل نماگر بازار را با خود به سمت بالا بكشند. در این میان، سرمایههای سرگردان در جامعه كه شاهد آب شدن روزانه پساندازهای خود هستند، راهی جز پناه بردن به این بازار نمیبینند. او ادامه میدهد: هجوم این نقدینگی قدرتمند، تقاضای شدیدی برای سهام همین شركتهای بزرگ و داراییمحور ایجاد میكند و یك چرخه خودتقویتشونده از رشد قیمت را رقم میزند. بنابراین آنچه امروز به عنوان رشد شاخص كل مشاهده میكنیم، در واقع یك «تعدیل ارزش» بزرگ برای همگام شدن با واقعیتهای جدید ارزی و تورمی است، نه لزوما نشانی از بهبود در چشمانداز كلی اقتصاد. این تصویر مانند سرابی در آب است؛ واقعی به نظر میرسد، اما ریشه در آب ندارد، بلكه حاصل داغی شنهاست.
نباید فراموش كرد كه شاخص كل، میانگین وزنی عملكرد شركتهاست و رشد آن میتواند به سادگی، وضعیت بحرانی صدها شركت كوچك و متوسط كه نمادشان متوقف است یا با زیان دست و پنجه نرم میكنند را در پس پرده پنهان كند. اعلمی ادامه میدهد: با درك این واقعیتها، میتوان سه سناریوی محتمل را برای آینده بازار ترسیم كرد. هر یك از این سناریوها بیش از آنكه به تحلیلهای داخلی بازار وابسته باشند، به متغیرهای كلان سیاسی و امنیتی گره خوردهاند. سناریوی نخست، سناریوی خوشبینانه یا «كاهش تنش» است.
در این سناریو، فرض بر این است كه نشانههایی از كاهش درگیریها، آغاز مذاكرات و بازگشت تدریجی ثبات به منطقه پدیدار میشود. این اخبار مثبت میتواند ریسك سیستماتیك حاكم بر بازار را به شدت كاهش دهد. در چنین فضایی، اعتماد به آینده بازمیگردد و نقدینگی با اطمینان بیشتری وارد بازار میشود. اینبار، پول نه فقط برای فرار از تورم، بلكه با هدف سرمایهگذاری واقعی و مشاركت در بازسازی اقتصادی جریان مییابد. در این حالت، رشد بازار از انحصار شركتهای بزرگ و صادراتمحور خارج شده و به صنایع كوچكتر كه از جنگ آسیب دیدهاند نیز سرایت میكند.
شاهد بازگشایی تدریجی نمادهای متوقف و توجه بازار به سهام شركتهای ساختمانی، خدماتی و مصرفی خواهیم بود. در این سناریو، رشد شاخص كل میتواند پایدارتر و سالمتر ادامه یابد و بازار از فاز هیجانی به فاز تحلیلی و بنیادی وارد شود. این كارشناس در ادامه توضیح میدهد: سناریوی دوم، سناریوی بدبینانه یا «تداوم بحران» است. این سناریو بر فرض تشدید تنشها، طولانی شدن درگیریها یا وقوع حوادث غیرمنتظره جدید استوار است. در این حالت، عامل «ترس» بر عامل «تورم» غلبه خواهد كرد. سرمایهگذاران به این نتیجه میرسند كه ریسك از دست رفتن اصل سرمایه به قدری بالاست كه دیگر حفظ ارزش آن در برابر تورم، اولویت ندارد. در این شرایط، شاهد خروج پولهای هوشمند و محتاط از بازار سهام و حركت آنها به سمت داراییهای امنتر مانند طلا یا ارزهای خارجی خواهیم بود. فشار فروش در نمادهای بزرگ كه پیش از این لنگر بازار بودند، افزایش مییابد و شاخص كل میتواند یك اصلاح عمیق و دردناك را تجربه كند.
در این وضعیت، حتی پتانسیل تورمی اقتصاد نیز قادر نخواهد بود جلوی ریزش بازار را بگیرد، چراكه افق سرمایهگذاری به شدت تیره و تار میشود و اصل بقا بر منطق بازدهی اولویت پیدا میكند. سناریوی سوم، سناریوی میانه یا «فرسایش در ابهام» است. این سناریو كه شاید محتملترین گزینه نیز باشد، وضعیتی است كه در آن نه جنگ بهطور كامل پایان مییابد و نه تنشها به شكل غیرقابل كنترلی تشدید میشود. كشور و بازار در یك حالت برزخی «نه جنگ، نه صلح» باقی میمانند. در این حالت، دو نیروی متضاد ذكر شده، یعنی هراس از ریسك و نیاز به پوشش تورم، یكدیگر را خنثی میكنند. بازار انرژی لازم برای یك صعود قدرتمند و پایدار را ندارد، اما ترس از تورم نیز اجازه یك ریزش عمیق را نمیدهد.
در نتیجه، شاخص كل به احتمال زیاد وارد یك دوره نوسان خنثی و فرسایشی در یك محدوده مشخص خواهد شد. در این بازار، دیگر كلیت بازار مسیر یكسانی نخواهد داشت، بلكه انتخاب هوشمندانه سهام و صنایع خاص اهمیت پیدا میكند. صنایعی كه كمتر از بحران تاثیر پذیرفتهاند یا میتوانند از شرایط موجود به نفع خود استفاده كنند، ممكن است رشد كنند، در حالی كه بسیاری دیگر در ركود باقی خواهند ماند. این سناریو، یك دوره چالشبرانگیز برای سرمایهگذاران خواهد بود كه نیازمند صبر، تحلیل دقیق و دوری از معاملات هیجانی است. در نهایت، مسیر آینده بازار سرمایه ایران، بیش از آنكه در تالار شیشهای بورس تهران تعیین شود، در راهروهای تصمیمگیریهای كلان سیاسی و امنیتی رقم خواهد خورد و وظیفه سرمایهگذار، درك این واقعیت و مدیریت ریسك بر اساس سناریوهای پیش رو است.
با وجود اینكه در روزهای اخیر بازارهای جهانی از جمله طلا، نقره، بیتكوین و حتی بسیاری از بورسهای معتبر دنیا تحت تاثیر افزایش ریسكهای سیاسی و اقتصادی با افت قیمت مواجه شدهاند، بازار سرمایه ایران مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و همچنان روندی مثبت را تجربه میكند. امیرعباس باقری، تحلیلگر بازار سرمایه با نگاهی متفاوت در گفتوگو با «اعتماد» در مورد اینكه چرا حال بورس خوب است در حالی كه بقیه بازارها حال خوبی ندارند، صحبت میكند. باقری در واكنش به این شرایط میگوید: در نگاه اول ممكن است این رفتار متناقض به نظر برسد، اما با بررسی عوامل بنیادی و شرایط خاص اقتصاد ایران، دلایل این واگرایی قابل درك است.
او میافزاید: مهمترین عامل، ارزندگی نسبی بازار سهام ایران است. طی سالهای گذشته و بهویژه در دورههای اخیر، بسیاری از نمادهای بورسی به دلایل مختلف از جمله ریسكهای سیاسی، محدودیتهای اقتصادی و خروج نقدینگی، رشد متناسبی با تورم و افزایش ارزش داراییها نداشتهاند. حتی اكنون كه بخشی از نمادها پس از بازگشایی رشدهای قابل توجهی در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد را تجربه كردهاند، همچنان در مقایسه با نرخ تورم، ارزش جایگزینی داراییها و ارزش دلاری بازار، در سطوح جذابی قرار دارند. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از شركتهای بورسی هنوز نتوانستهاند فاصله ایجادشده میان ارزش بازار و ارزش واقعی داراییها و سودآوری خود را جبران كنند.
باقری ادامه میدهد: عامل دوم به كاهش نسبی نگرانیهای سیاسی بازمیگردد. هرچند هنوز نمیتوان با قطعیت درباره آینده تنشهای منطقهای و احتمال بازگشت درگیریها اظهارنظر كرد، اما در مقطع فعلی بخشی از سایه ریسك جنگ از سر بازار برداشته شده است. همچنین نشانههایی از تمایل قدرتهای بینالمللی، بهویژه امریكا، برای حفظ وضعیت آتشبس و جلوگیری از تشدید تنشها مشاهده میشود. همین موضوع باعث شده فعالان بازار سرمایه با دیدی امیدوارانهتر به آینده نگاه كنند و بخشی از سرمایههای منتظر ورود مجددا به سمت بازار سهام حركت كنند. او میگوید: نكته مهم دیگر، جریان نقدینگی در بازار است. در روزهای اخیر شاهد شكلگیری حجم بالایی از تقاضا در بسیاری از نمادها بودهایم و روزانه دهها همت نقدینگی در صفهای خرید و معاملات بازار مشاهده میشود.
این موضوع نشان میدهد كه بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران همچنان بورس را به عنوان مقصد جذاب سرمایهگذاری انتخاب كردهاند. زمانی كه نقدینگی به صورت مستمر وارد بازار شود، حتی در شرایطی كه ابهامات سیاسی بهطور كامل رفع نشدهاند، میتواند از روند مثبت قیمتها حمایت كند. از سوی دیگر از نگاه باقری، انتظارات مثبت نسبت به آینده نیز نقش مهمی در رفتار بازار ایفا میكند. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند كه در صورت شكلگیری حتی یك تفاهم اولیه در حوزه سیاست خارجی و آزاد شدن بخشی از منابع مالی كشور، بیشترین اثر مثبت بر بازار سرمایه نمایان خواهد شد. دلیل این موضوع آن است كه بورس از یك سو از بهبود چشمانداز اقتصادی منتفع میشود و از سوی دیگر به دلیل عقبماندگی قابل توجه نسبت به سایر بازارها، ظرفیت رشد بیشتری در اختیار دارد.
او میافزاید: در مقابل، بازارهای موازی مانند ارز و طلا بخش عمدهای از رشد خود را در دوره تنشها و پس از وقوع جنگ تجربه كردهاند. بنابراین حتی اگر قیمت دلار و طلا كاهش محسوسی را تجربه نكنند، احتمال جهشهای بزرگ و سریع در كوتاهمدت برای آنها كمتر از گذشته ارزیابی میشود. به عبارت دیگر، این بازارها بخش مهمی از واكنش خود به ریسكهای سیاسی را پیشتر نشان دادهاند، در حالی كه بازار سهام هنوز بخشی از این فاصله را جبران نكرده است.
این تحلیلگر بورس ادامه میدهد: در مجموع میتوان گفت كه مثبت بودن بورس ایران در شرایطی كه بسیاری از بازارهای جهانی با فشار فروش مواجه هستند، ناشی از تركیب چند عامل كلیدی است: ارزندگی بالای سهام نسبت به تورم و ارزش دلاری بازار، كاهش نسبی نگرانیهای سیاسی، ورود نقدینگی قابل توجه و امیدواری سرمایهگذاران به بهبود شرایط اقتصادی و سیاسی در آینده. از همین رو بسیاری از فعالان بازار معتقدند كه در مقطع كنونی، بازار سرمایه نسبت به بازارهای موازی همچنان از ظرفیت رشد بیشتری برخوردار است و بخشی از عقبماندگی خود را در ماههای آینده جبران خواهد كرد.
برچسب ها:
نظرات کاربران
آخرین اخبار اقتصادی




