
سناریوهای پسا جنگ بورس
چراغ بازار سهام هنوز روشن نشده است. همزمان با حمله امریكا و اسراییل به ایران چراغهای این بازار خاموش شد. طبق پیشبینیها بازار پس از آتشبس قطعی باز خواهد شد.
به گزارش اکو آنلاین:چراغ بازار سهام هنوز روشن نشده است. همزمان با حمله امریكا و اسراییل به ایران چراغهای این بازار خاموش شد. طبق پیشبینیها بازار پس از آتشبس قطعی باز خواهد شد. اما این رویكرد مقامات دولتی از نگاه گروهی از فعالان بورس منطقی نیست. از دید این گروه از تحلیلگران باید در شرایط خاص نیز بازار سهام باز باشد. به باور آنها بسته بودن بازار ریسكهای موجود را حذف نمیكند، فقط آن را پنهان میكند.
سهیلا نقیزاده مروری میكند وضعیت بازار سهام را از اسفند سال گذشته و نگاهی میكند به وضعیت سهامداران در شرایط فعلی. او میگوید: از ابتدای اسفند ماه سال گذشته و همزمان با آغاز تنشهای نظامی گسترده در منطقه، بازارهای مالی ایران و جهان وارد دورهای بیسابقه از تلاطم و عدم قطعیت شدند. حملات هماهنگ امریكا و اسراییل به تاسیسات حساس ایران در روزهای پایانی بهمن، معادلات اقتصادی را به كلی دگرگون كرد و بازار سرمایه تهران تا اطلاع ثانوی تعطیل شد. در این میان، سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی كه بخش عمده دارایی خود را در انواع اوراق و سهام متمركز كرده بودند، در سردرگمی بیسابقهای نسبت به آینده داراییهایشان گرفتار آمدند.
سید محمدرضا اعلمی، كارشناس بازار بورس با اشاره به اهمیت بازار سهام در مورد وضعیت كنونی بازار سهام میگوید: بازار سرمایه به عنوان آینه اقتصاد، در تمام دنیا حتی در شرایط سخت و پرریسك نیز نقش حیاتی خود را حفظ میكند. تجربههای بینالمللی نشان میدهد كه تعطیلی طولانی بازار در دورههای بحران نهتنها ریسك سیستماتیك را كاهش نمیدهد، بلكه به واسطه انباشت فشار فروش، نبود كشف قیمت، افزایش نااطمینانی و محدود شدن دست سرمایهگذار در مدیریت پرتفوی، پیامدهای شدیدتری را ایجاد میكند. از همین منظر، یكی از مهمترین درسهایی كه شرایط اخیر به ما داد، ضرورت باز بودن بازار سرمایه حتی در زمان جنگ و بحرانهای گسترده است.
او میافزاید: بازار بسته، ریسك را حذف نمیكند؛ فقط آن را پنهان میكند. زمانی كه معامله متوقف میشود، سرمایهگذار امكان بازچینی سبد، كاهش ریسك، نقدشوندگی بخشی از دارایی یا تعدیل پرتفوی را از دست میدهد. در واقع، باز بودن بازار نه یك انتخاب، بلكه بخشی از «حق مالكیت» سرمایهگذار است. ابزارهای كنترلی مانند بازارگردانی، دامنه نوسان و حجم مبنا دقیقا برای همین دورهها طراحی شدهاند و تنها در بازار باز قابلیت اعمال دارند. بنابراین بسته ماندن طولانیمدت، عملا كارایی ابزارها را از بین میبرد.
از نگاه اعلمی، اما برای اینكه بازار سرمایه بتواند در دورههای بحران باز بماند و در عین حال ثبات نسبی داشته باشد، برخی اقدامات لازم است. نخست آنكه بازار باید به صورت مرحلهای و طبقهبندی شده مدیریت شود؛ به این معنا كه صنایع حساس یا شركتهایی كه نیاز به شفافیت عملیاتی دارند، با زمانبندی متفاوت و بر اساس گزارشهای تكمیلی وارد بازار شوند. دوم، تقویت نقش بازارگردانها ضروری است. بازارگردانی فعال، از نوسانات غیرمنطقی جلوگیری میكند و اجازه نمیدهد فشارهای مقطعی باعث ایجاد روندهای غیرواقعی شود. سوم، باید ابزارهای مشتقه، صندوقهای باثبات درآمد و سازوكارهای پوشش ریسك توسعه یابند تا سرمایهگذار در شرایط پرریسك انتخابهای بیشتری داشته باشد. اقدام دیگر، تقویت شبكه اطلاعرسانی شفاف است؛ زیرا شایعات دقیقا در زمانی شكل میگیرند كه اطلاعات رسمی محدود باشد. بازار باز و پرمعامله، بهترین راهكار مقابله با شایعه است.
در حالی كه بازار سهام هنوز بسته است. در بحبوحه جنگ بازارهای كالایی همچون بازار طلا باز شد. در كنار آن صندوقهای ثابت نیز باز شدند و به فعالیت خود ادامه دادند. نقیزاده درباره این موضوع میگوید: در غیاب بازار سهام، برخی صندوقهای سرمایهگذاری از جمله صندوقهای درآمد ثابت مجوز فعالیت یافتند و بازگشایی شدند. متعاقبا صندوقهای كالایی از جمله صندوقهای مبتنی بر طلا و نقره نیز با شرایط خاصی به فعالیت خود ادامه دادند و مسیر متفاوتی را نسبت به روزهای پیش از جنگ طی كردند.
او در تشریح وضعیت صندوقهای درآمد ثابت كه عمدتا در اوراق بدهی دولتی و شركتی سرمایهگذاری میكنند، میگوید: در این دوره از تعطیلی بازار سهام عملكرد نسبتا پایداری داشتند. با توجه به سیاستهای اعلامی بانك مركزی برای كنترل نقدینگی و تثبیت نرخ بهره، این صندوقها توانستند بازدهی مثبت و نسبتا قابل پیشبینی ارایه دهند. با این حال، تشدید تحریمها و بلوكه شدن بخشی از منابع ارزی كشور، فشار بر بودجه دولت را افزایش داد و نگرانیهایی درباره توان دولت در بازپرداخت اوراق منتشر شده ایجاد كرد. در مجموع، صندوقهای درآمد ثابت با نوسانات محدودتری نسبت به سایر داراییها مواجه شدند و برای سرمایهگذاران ریسكگریز گزینه مناسبی محسوب میشوند.
او میافزاید: برخلاف تصور رایج كه طلا را همواره یك دارایی امن در بحرانها میداند، عملكرد طلا در جنگ چهل روزه اخیر پیچیده و غیرمنتظره بود. قیمت طلا در روزهای ابتدایی جنگ تا مرز 5 هزار و 300 دلار در هر اونس صعود كرد، اما سپس در یك حركت نزولی شدید، حدود یكپنجم ارزش خود را از دست داد و تا حوالی 4 هزار و 100 دلار سقوط كرد. این افت شگفتآور به چند عامل اصلی بازمیگردد؛ نخست، افزایش قیمت نفت كه شاخص برنت را از 72 به بالای 110 دلار رساند، نگرانی از تورم پایدار را تشدید كرد و بازارها احتمال افزایش نرخ بهره توسط بانكهای مركزی را پیشبینی كردند.
از آنجا كه طلا در شرایط نرخ بهره بالا جذابیت خود را از دست میدهد، فشار فروش بر آن افزایش یافت. دوم، در اوج بحران، سرمایهگذاران برای پاسخ یا جبران زیان سایر داراییها، مجبور به فروش طلا شدند. به عبارت دیگر، تقاضای نقدینگی بر خاصیت پناهندگی طلا غلبه كرد. سوم، نگرانی از اینكه صندوقهای ثروت ملی، به ویژه در كشورهای حوزه خلیجفارس، برای تامین هزینههای جنگی ناچار به فروش ذخایر طلای خود شوند، جو بازار را متشنجتر كرد.
این تحلیلگر بازار بورس درباره صندوقهای نقره نیز كه وضعیتی مشابهی با صندوقهای طلا داشتند، میگوید: نوسانات صندوقهای نقره شدیدتر بود. نقره به دلیل كاربردهای صنعتی گسترده، علاوه بر عوامل موثر بر طلا، از كاهش پیشبینیهای رشد اقتصادی جهان نیز ضربه پذیرفت. قیمت نقره در برخی روزها بیش از 25 درصد نسبت به سقف خود سقوط كرد. نكته قابل توجه، عملكرد ضعیفتر سهام شركتهای معدنی طلا نسبت به خود فلز بود. شاخص سهام بزرگترین معدنكاران طلا حدود 25 درصد كاهش یافت. دلیل اصلی، جهش قیمت نفت و افزایش هزینههای استخراج از جمله هزینه دیزل و تجهیزات بود. نسبت طلا به نفت، یعنی تعداد بشكه نفتی كه با یك اونس طلا میتوان خرید، به شدت كاهش یافت و حاشیه سود شركتهای معدنی را تحت فشار قرار داد.
سازمان بورس اوراق بهادر سناریوهایی را ترسیم كرده بود كه این سناریوها شامل «وضعیت فعلی با محدودیت معاملات به صندوقها»، «تشدید جنگ و تعطیلی كامل»، «بازگشایی پس از آتشبس كتبی» و «بازگشایی تدریجی در صورت آتشبس بدون توافق» بودند. نقیزاده، تحلیلگر بازار بورس در بخشی از گفتوگویش با اشاره به چهار سناریو مقامات سازمان بورس اوراق بهادار، وضعیت بازار سهام را در دو قالب خوشبینانه و بدبینانه بازار بررسی میكند و میگوید: در هر دو سناریوی بازگشایی، وضعیت سهام به شدت تحت تاثیر شرایط حاكم خواهد بود. در خوشبینانهترین سناریو یعنی آتشبس رسمی و پایان پایدار جنگ، انتظار میرود بازار واكنش بسیار مثبتی نشان دهد. تحلیلگران معتقدند نشانه توقف حملات ایران یا بازگشت به میز مذاكره، سیگنالی قوی برای ورود سرمایهگذاران به بازار سهام خواهد بود. در این سناریو، كاهش تنش ژئوپلیتیك منجر به افت قیمت نفت و كاهش فشار تورمی میشود. صنایع پالایشی، پتروشیمی و حمل و نقل كه بیشترین آسیب را از جنگ دیدهاند، احتمالا رشد سریعی را تجربه خواهند كرد.
او میافزاید: همچنین نمادهای كوچك و متوسط كه با نقدشوندگی پایینتری مواجه بودند، میتوانند رشد قابل توجهی داشته باشند. با این حال، به دلیل ریسكهای سیستماتیك انباشته شده، بازگشت بازار به شرایط عادی احتمالا تدریجی خواهد بود نه جهش ناگهانی.
اعلمی با نگاهی متفاوت به آینده میگوید: در مورد وضعیت بازار و چشمانداز كوتاهمدت آن، طبیعی است كه پس از یك دوره تعطیلی یا افزایش تنش، بازار با نوسان مواجه شود. این نوسان، مرحلهای ضروری از فرآیند كشف قیمت است. انتظار میرود در روزهای ابتدایی بازگشایی، فشار فروش معناداری ظاهر شود، اما نكته مهم آن است كه این فشار به سرعت تخلیه شود و پس از تثبیت حجم معاملات، بازار به سمت تعادل حركت كند.
تجربه جهانی نشان داده بازاری كه پس از بحران باز میشود، تمایل دارد در هفتههای نخست نوسانات رفتوبرگشتی داشته باشد و سپس بر اساس متغیرهای بنیادی مسیر خود را پیدا كند. این كارشناس بازار بورس میافزاید: در دوره آتشبس و ایجاد ثبات نسبی، معمولا بازار سرمایه واكنش مثبتتری نشان میدهد. كاهش ریسكهای سیستماتیك، روشنتر شدن چشمانداز عملیاتی شركتها و امكان ارزیابی دقیقتر خسارتها، باعث افزایش تدریجی تقاضا میشود. البته این روند فوری نیست؛ سرمایهگذاران حرفهای مسیر را با احتیاط طی میكنند، اما به محض انتشار گزارشهای رسمی، شفافیت وضعیت تولید و بازگشت زنجیره تامین، بخشهای بزرگی از بازار بهویژه صنایع بزرگتر به سمت تعادل و حتی رشد حركت میكنند.
او در بخشی از تحلیلش میگوید: اما فضای پس از جنگ از همیشه مهمتر است. دوره پساجنگ معمولا دورهای است كه اقتصاد نیاز به حجم عظیمی از سرمایهگذاری برای احیای زیرساختها، تولید، انرژی و لجستیك دارد. در چنین شرایطی، بازار سرمایه عملا موتور تامین مالی كشور خواهد بود؛ چه از طریق افزایش سرمایه شركتها، چه انتشار اوراق، چه صندوقهای پروژه. صنایع زیرساختی، فولادی، سیمانی، پتروشیمیهای پایه، نیروگاهیها و شركتهای مرتبط با ساختوساز در خط مقدم بازسازی قرار خواهند گرفت.
این صنایع معمولا در دوره پسابحران با افزایش تقاضا روبهرو میشوند و میتوانند نقش پیشران بازار را ایفا كنند. او میافزاید: از سوی دیگر شركتهایی كه آسیب دیدهاند با ارائه گزارشهای شفاف و اعلام برنامه بازسازی میتوانند به تدریج اعتماد بازار را بازگردانند. تجربه اقتصادی كشورها نشان میدهد كه بازار سرمایه در دوران پساجنگ معمولا یكی از اولین بخشهایی است كه روند بهبود را آغاز میكند، چراكه سرمایه همیشه بهدنبال فرصتهای جدید و ارزیابی ریسك/ بازده واقعی است.
همچنان وضعیت مذاکرات و آینده آتشبس و به تبع آن بازار سهام نامشخص است. در این وضعیت اعلمی در جمعبندی اظهاراتش میگوید: بازار سرمایه نهتنها باید در دوره بحران فعال بماند، بلكه در دوره بازسازی نقشی تعیینكننده در رشد اقتصاد خواهد داشت. برای تحقق این هدف، باز بودن بازار، شفافیت كامل اطلاعات، فعالسازی ابزارهای كنترلی و توسعه بازار بدهی و ابزارهای مشتقه از ضرورتهای غیرقابل چشمپوشی هستند. با رعایت این اصول میتوان انتظار داشت كه بازار سرمایه در روزهای پیشرو، چه در دوره آتشبس و چه در دوران بازسازی، مسیر متعادل، منطقی و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی را دنبال كند.
نقیزاده نیز از نگاهی دیگر اظهاراتش را چنین جمعبندی میكند كه جنگ چهل روزه بار دیگر اثبات كرد كه هیچ دارایی كاملا امنی در برابر شوكهای ژئوپلیتیك وجود ندارد. صندوقهای درآمد ثابت كمترین نوسان را داشتند، طلا خلاف رویه تاریخی خود عمل كرد و بازار سهام نیز در هالهای از ابهام باقی مانده است. مهمترین عامل برای سرمایهگذاران، صبر استراتژیك و پرهیز از تصمیمات احساسی در روزهای اول بازگشایی بازار خواهد بود. چشمانداز نهایی بازار سهام بیش از هر چیز به میز مذاكره وابسته است نه به اظهارات سیاسی ./اعتماد
سهیلا نقیزاده مروری میكند وضعیت بازار سهام را از اسفند سال گذشته و نگاهی میكند به وضعیت سهامداران در شرایط فعلی. او میگوید: از ابتدای اسفند ماه سال گذشته و همزمان با آغاز تنشهای نظامی گسترده در منطقه، بازارهای مالی ایران و جهان وارد دورهای بیسابقه از تلاطم و عدم قطعیت شدند. حملات هماهنگ امریكا و اسراییل به تاسیسات حساس ایران در روزهای پایانی بهمن، معادلات اقتصادی را به كلی دگرگون كرد و بازار سرمایه تهران تا اطلاع ثانوی تعطیل شد. در این میان، سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی كه بخش عمده دارایی خود را در انواع اوراق و سهام متمركز كرده بودند، در سردرگمی بیسابقهای نسبت به آینده داراییهایشان گرفتار آمدند.
سید محمدرضا اعلمی، كارشناس بازار بورس با اشاره به اهمیت بازار سهام در مورد وضعیت كنونی بازار سهام میگوید: بازار سرمایه به عنوان آینه اقتصاد، در تمام دنیا حتی در شرایط سخت و پرریسك نیز نقش حیاتی خود را حفظ میكند. تجربههای بینالمللی نشان میدهد كه تعطیلی طولانی بازار در دورههای بحران نهتنها ریسك سیستماتیك را كاهش نمیدهد، بلكه به واسطه انباشت فشار فروش، نبود كشف قیمت، افزایش نااطمینانی و محدود شدن دست سرمایهگذار در مدیریت پرتفوی، پیامدهای شدیدتری را ایجاد میكند. از همین منظر، یكی از مهمترین درسهایی كه شرایط اخیر به ما داد، ضرورت باز بودن بازار سرمایه حتی در زمان جنگ و بحرانهای گسترده است.
او میافزاید: بازار بسته، ریسك را حذف نمیكند؛ فقط آن را پنهان میكند. زمانی كه معامله متوقف میشود، سرمایهگذار امكان بازچینی سبد، كاهش ریسك، نقدشوندگی بخشی از دارایی یا تعدیل پرتفوی را از دست میدهد. در واقع، باز بودن بازار نه یك انتخاب، بلكه بخشی از «حق مالكیت» سرمایهگذار است. ابزارهای كنترلی مانند بازارگردانی، دامنه نوسان و حجم مبنا دقیقا برای همین دورهها طراحی شدهاند و تنها در بازار باز قابلیت اعمال دارند. بنابراین بسته ماندن طولانیمدت، عملا كارایی ابزارها را از بین میبرد.
از نگاه اعلمی، اما برای اینكه بازار سرمایه بتواند در دورههای بحران باز بماند و در عین حال ثبات نسبی داشته باشد، برخی اقدامات لازم است. نخست آنكه بازار باید به صورت مرحلهای و طبقهبندی شده مدیریت شود؛ به این معنا كه صنایع حساس یا شركتهایی كه نیاز به شفافیت عملیاتی دارند، با زمانبندی متفاوت و بر اساس گزارشهای تكمیلی وارد بازار شوند. دوم، تقویت نقش بازارگردانها ضروری است. بازارگردانی فعال، از نوسانات غیرمنطقی جلوگیری میكند و اجازه نمیدهد فشارهای مقطعی باعث ایجاد روندهای غیرواقعی شود. سوم، باید ابزارهای مشتقه، صندوقهای باثبات درآمد و سازوكارهای پوشش ریسك توسعه یابند تا سرمایهگذار در شرایط پرریسك انتخابهای بیشتری داشته باشد. اقدام دیگر، تقویت شبكه اطلاعرسانی شفاف است؛ زیرا شایعات دقیقا در زمانی شكل میگیرند كه اطلاعات رسمی محدود باشد. بازار باز و پرمعامله، بهترین راهكار مقابله با شایعه است.
در حالی كه بازار سهام هنوز بسته است. در بحبوحه جنگ بازارهای كالایی همچون بازار طلا باز شد. در كنار آن صندوقهای ثابت نیز باز شدند و به فعالیت خود ادامه دادند. نقیزاده درباره این موضوع میگوید: در غیاب بازار سهام، برخی صندوقهای سرمایهگذاری از جمله صندوقهای درآمد ثابت مجوز فعالیت یافتند و بازگشایی شدند. متعاقبا صندوقهای كالایی از جمله صندوقهای مبتنی بر طلا و نقره نیز با شرایط خاصی به فعالیت خود ادامه دادند و مسیر متفاوتی را نسبت به روزهای پیش از جنگ طی كردند.
او در تشریح وضعیت صندوقهای درآمد ثابت كه عمدتا در اوراق بدهی دولتی و شركتی سرمایهگذاری میكنند، میگوید: در این دوره از تعطیلی بازار سهام عملكرد نسبتا پایداری داشتند. با توجه به سیاستهای اعلامی بانك مركزی برای كنترل نقدینگی و تثبیت نرخ بهره، این صندوقها توانستند بازدهی مثبت و نسبتا قابل پیشبینی ارایه دهند. با این حال، تشدید تحریمها و بلوكه شدن بخشی از منابع ارزی كشور، فشار بر بودجه دولت را افزایش داد و نگرانیهایی درباره توان دولت در بازپرداخت اوراق منتشر شده ایجاد كرد. در مجموع، صندوقهای درآمد ثابت با نوسانات محدودتری نسبت به سایر داراییها مواجه شدند و برای سرمایهگذاران ریسكگریز گزینه مناسبی محسوب میشوند.
او میافزاید: برخلاف تصور رایج كه طلا را همواره یك دارایی امن در بحرانها میداند، عملكرد طلا در جنگ چهل روزه اخیر پیچیده و غیرمنتظره بود. قیمت طلا در روزهای ابتدایی جنگ تا مرز 5 هزار و 300 دلار در هر اونس صعود كرد، اما سپس در یك حركت نزولی شدید، حدود یكپنجم ارزش خود را از دست داد و تا حوالی 4 هزار و 100 دلار سقوط كرد. این افت شگفتآور به چند عامل اصلی بازمیگردد؛ نخست، افزایش قیمت نفت كه شاخص برنت را از 72 به بالای 110 دلار رساند، نگرانی از تورم پایدار را تشدید كرد و بازارها احتمال افزایش نرخ بهره توسط بانكهای مركزی را پیشبینی كردند.
از آنجا كه طلا در شرایط نرخ بهره بالا جذابیت خود را از دست میدهد، فشار فروش بر آن افزایش یافت. دوم، در اوج بحران، سرمایهگذاران برای پاسخ یا جبران زیان سایر داراییها، مجبور به فروش طلا شدند. به عبارت دیگر، تقاضای نقدینگی بر خاصیت پناهندگی طلا غلبه كرد. سوم، نگرانی از اینكه صندوقهای ثروت ملی، به ویژه در كشورهای حوزه خلیجفارس، برای تامین هزینههای جنگی ناچار به فروش ذخایر طلای خود شوند، جو بازار را متشنجتر كرد.
این تحلیلگر بازار بورس درباره صندوقهای نقره نیز كه وضعیتی مشابهی با صندوقهای طلا داشتند، میگوید: نوسانات صندوقهای نقره شدیدتر بود. نقره به دلیل كاربردهای صنعتی گسترده، علاوه بر عوامل موثر بر طلا، از كاهش پیشبینیهای رشد اقتصادی جهان نیز ضربه پذیرفت. قیمت نقره در برخی روزها بیش از 25 درصد نسبت به سقف خود سقوط كرد. نكته قابل توجه، عملكرد ضعیفتر سهام شركتهای معدنی طلا نسبت به خود فلز بود. شاخص سهام بزرگترین معدنكاران طلا حدود 25 درصد كاهش یافت. دلیل اصلی، جهش قیمت نفت و افزایش هزینههای استخراج از جمله هزینه دیزل و تجهیزات بود. نسبت طلا به نفت، یعنی تعداد بشكه نفتی كه با یك اونس طلا میتوان خرید، به شدت كاهش یافت و حاشیه سود شركتهای معدنی را تحت فشار قرار داد.
سازمان بورس اوراق بهادر سناریوهایی را ترسیم كرده بود كه این سناریوها شامل «وضعیت فعلی با محدودیت معاملات به صندوقها»، «تشدید جنگ و تعطیلی كامل»، «بازگشایی پس از آتشبس كتبی» و «بازگشایی تدریجی در صورت آتشبس بدون توافق» بودند. نقیزاده، تحلیلگر بازار بورس در بخشی از گفتوگویش با اشاره به چهار سناریو مقامات سازمان بورس اوراق بهادار، وضعیت بازار سهام را در دو قالب خوشبینانه و بدبینانه بازار بررسی میكند و میگوید: در هر دو سناریوی بازگشایی، وضعیت سهام به شدت تحت تاثیر شرایط حاكم خواهد بود. در خوشبینانهترین سناریو یعنی آتشبس رسمی و پایان پایدار جنگ، انتظار میرود بازار واكنش بسیار مثبتی نشان دهد. تحلیلگران معتقدند نشانه توقف حملات ایران یا بازگشت به میز مذاكره، سیگنالی قوی برای ورود سرمایهگذاران به بازار سهام خواهد بود. در این سناریو، كاهش تنش ژئوپلیتیك منجر به افت قیمت نفت و كاهش فشار تورمی میشود. صنایع پالایشی، پتروشیمی و حمل و نقل كه بیشترین آسیب را از جنگ دیدهاند، احتمالا رشد سریعی را تجربه خواهند كرد.
او میافزاید: همچنین نمادهای كوچك و متوسط كه با نقدشوندگی پایینتری مواجه بودند، میتوانند رشد قابل توجهی داشته باشند. با این حال، به دلیل ریسكهای سیستماتیك انباشته شده، بازگشت بازار به شرایط عادی احتمالا تدریجی خواهد بود نه جهش ناگهانی.
اعلمی با نگاهی متفاوت به آینده میگوید: در مورد وضعیت بازار و چشمانداز كوتاهمدت آن، طبیعی است كه پس از یك دوره تعطیلی یا افزایش تنش، بازار با نوسان مواجه شود. این نوسان، مرحلهای ضروری از فرآیند كشف قیمت است. انتظار میرود در روزهای ابتدایی بازگشایی، فشار فروش معناداری ظاهر شود، اما نكته مهم آن است كه این فشار به سرعت تخلیه شود و پس از تثبیت حجم معاملات، بازار به سمت تعادل حركت كند.
تجربه جهانی نشان داده بازاری كه پس از بحران باز میشود، تمایل دارد در هفتههای نخست نوسانات رفتوبرگشتی داشته باشد و سپس بر اساس متغیرهای بنیادی مسیر خود را پیدا كند. این كارشناس بازار بورس میافزاید: در دوره آتشبس و ایجاد ثبات نسبی، معمولا بازار سرمایه واكنش مثبتتری نشان میدهد. كاهش ریسكهای سیستماتیك، روشنتر شدن چشمانداز عملیاتی شركتها و امكان ارزیابی دقیقتر خسارتها، باعث افزایش تدریجی تقاضا میشود. البته این روند فوری نیست؛ سرمایهگذاران حرفهای مسیر را با احتیاط طی میكنند، اما به محض انتشار گزارشهای رسمی، شفافیت وضعیت تولید و بازگشت زنجیره تامین، بخشهای بزرگی از بازار بهویژه صنایع بزرگتر به سمت تعادل و حتی رشد حركت میكنند.
او در بخشی از تحلیلش میگوید: اما فضای پس از جنگ از همیشه مهمتر است. دوره پساجنگ معمولا دورهای است كه اقتصاد نیاز به حجم عظیمی از سرمایهگذاری برای احیای زیرساختها، تولید، انرژی و لجستیك دارد. در چنین شرایطی، بازار سرمایه عملا موتور تامین مالی كشور خواهد بود؛ چه از طریق افزایش سرمایه شركتها، چه انتشار اوراق، چه صندوقهای پروژه. صنایع زیرساختی، فولادی، سیمانی، پتروشیمیهای پایه، نیروگاهیها و شركتهای مرتبط با ساختوساز در خط مقدم بازسازی قرار خواهند گرفت.
این صنایع معمولا در دوره پسابحران با افزایش تقاضا روبهرو میشوند و میتوانند نقش پیشران بازار را ایفا كنند. او میافزاید: از سوی دیگر شركتهایی كه آسیب دیدهاند با ارائه گزارشهای شفاف و اعلام برنامه بازسازی میتوانند به تدریج اعتماد بازار را بازگردانند. تجربه اقتصادی كشورها نشان میدهد كه بازار سرمایه در دوران پساجنگ معمولا یكی از اولین بخشهایی است كه روند بهبود را آغاز میكند، چراكه سرمایه همیشه بهدنبال فرصتهای جدید و ارزیابی ریسك/ بازده واقعی است.
همچنان وضعیت مذاکرات و آینده آتشبس و به تبع آن بازار سهام نامشخص است. در این وضعیت اعلمی در جمعبندی اظهاراتش میگوید: بازار سرمایه نهتنها باید در دوره بحران فعال بماند، بلكه در دوره بازسازی نقشی تعیینكننده در رشد اقتصاد خواهد داشت. برای تحقق این هدف، باز بودن بازار، شفافیت كامل اطلاعات، فعالسازی ابزارهای كنترلی و توسعه بازار بدهی و ابزارهای مشتقه از ضرورتهای غیرقابل چشمپوشی هستند. با رعایت این اصول میتوان انتظار داشت كه بازار سرمایه در روزهای پیشرو، چه در دوره آتشبس و چه در دوران بازسازی، مسیر متعادل، منطقی و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی را دنبال كند.
نقیزاده نیز از نگاهی دیگر اظهاراتش را چنین جمعبندی میكند كه جنگ چهل روزه بار دیگر اثبات كرد كه هیچ دارایی كاملا امنی در برابر شوكهای ژئوپلیتیك وجود ندارد. صندوقهای درآمد ثابت كمترین نوسان را داشتند، طلا خلاف رویه تاریخی خود عمل كرد و بازار سهام نیز در هالهای از ابهام باقی مانده است. مهمترین عامل برای سرمایهگذاران، صبر استراتژیك و پرهیز از تصمیمات احساسی در روزهای اول بازگشایی بازار خواهد بود. چشمانداز نهایی بازار سهام بیش از هر چیز به میز مذاكره وابسته است نه به اظهارات سیاسی ./اعتماد
برچسب ها:
نظرات کاربران
آخرین اخبار اقتصادی




