
چرا طلا در بازار جهانی مس شد؟
در حالی که در اغلب بحرانهای ژئوپلیتیک، طلا بهعنوان پناهگاه امن سرمایهها میدرخشد، اینبار معادله بهطرزی غیرمنتظره معکوس شده است.
به گزارش اکو آنلاین:در حالی که در اغلب بحرانهای ژئوپلیتیک، طلا بهعنوان پناهگاه امن سرمایهها میدرخشد، اینبار معادله بهطرزی غیرمنتظره معکوس شده است. همزمان با جنگ میان ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و ایران، نهتنها قیمت جهانی طلا جهش نکرد، بلکه با افتی محسوس مواجه شد؛ رخدادی که اثر آن بهسرعت به بازار داخلی نیز سرایت کرد و قیمتها را به عقب راند.
طلا: از قله تا عقبنشینی
قیمت هر انس طلا که در ابتدای جنگ در سطوح بالای ۵۰۰۰ دلار قرار داشت، اکنون در محدوده ۴۶۰۰ دلار نوسان میکند؛ افتی در حدود ۲۵ درصد که برای بازاری با چنین عمق و ثباتی، قابل توجه است. این کاهش در داخل کشور نیز بازتاب داشته؛ جایی که قیمت هر گرم طلا از محدوده ۲۲ میلیون تومان به حوالی ۱۸ میلیون تومان عقبنشینی کرده است. صندوقهای طلا در بورس نیز در نخستین روزهای بازگشایی، بهطور متوسط حدود ۱۶ درصد افت را تجربه کردند.
ریشه اصلی: شوک انرژی و کمبود دلار
به گزارش اقتصاد معاصر، تحلیلها، از جمله گزارش Bloomberg، نشان میدهد موتور اصلی این ریزش نه در خود بازار طلا، بلکه در بازار انرژی روشن شده است. با جهش بیش از ۵۰ درصدی قیمت نفت و ۵۶ درصدی گاز، کشورهای واردکننده انرژی با کسری جدی در تأمین دلار مواجه شدهاند. در چنین شرایطی، سادهترین و سریعترین راهکار، نقد کردن ذخایر طلاست. به بیان دیگر، طلا که تا دیروز ابزار ذخیره ارزش بود، امروز به «منبع تأمین نقدینگی» تبدیل شده است.
تغییر رفتار بانکهای مرکزی
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، اقدام ترکیه است که بهتازگی حدود ۶۰ تن از ذخایر طلای خود را، معادل ۸ میلیارد دلار، به فروش رسانده است. این اقدام صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه نشانهای از تغییر پارادایم در سیاستگذاری پولی محسوب میشود. تحلیلگران، از جمله نیکی شیلز، معتقدند این فرض سنتی که بانکهای مرکزی همواره خریدار طلا هستند، دیگر اعتبار سابق را ندارد. اگر سایر کشورها نیز به این مسیر وارد شوند، فشار فروش میتواند قیمتها را بیش از پیش کاهش دهد.
نقش سیاست پولی آمریکا؛ ضربه دوم به طلا
در کنار فشار فروش، متغیرهای کلان اقتصاد آمریکا نیز به ضرر طلا عمل کردهاند. افزایش انتظارات تورمی به بالای ۵ درصد، فدرال رزرو را به سمت سیاستهای انقباضی سوق داده است. نرخ بهره که در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد تثبیت شده، همچنان چشمانداز افزایشی دارد. همزمان، بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا به سطح ۵ درصد رسیده است؛ سطحی که برای سرمایهگذاران، یک بازده بدون ریسک جذاب فراهم میکند. در چنین فضایی، طلا که فاقد سود دورهای است، بخشی از جذابیت خود را از دست میدهد.
فشار مضاعف از بازارهای منطقهای
در بازارهای منطقهای نیز نشانههایی از مازاد عرضه دیده میشود. فروش گسترده طلا توسط برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه در بازار دبی، باعث شده قیمتها تا ۳۰ دلار پایینتر از نرخ جهانی معامله شود. از سوی دیگر، چین بهعنوان یکی از بزرگترین خریداران طلا، سرعت خرید خود را کاهش داده و منابع را به سمت تأمین انرژی هدایت کرده است.
طلا دیگر پناهگاه مطلق نیست
مجموع این تحولات نشان میدهد که در شرایط جدید، طلا دیگر آن دارایی امن کلاسیک نیست که در هر بحران بدرخشد. وقتی بحران از جنس «انرژی» باشد و نیاز فوری به دلار ایجاد کند، حتی امنترین داراییها نیز به ابزار نقدشوندگی تبدیل میشوند. بازار جهانی اکنون در حال بازتعریف نقش طلاست؛ فلزی که روزگاری نماد ثبات بود، حالا تحت فشار واقعیتهای ژئوپلیتیک و مالی، رفتاری شبیه به فلزات پایه پیدا کرده است. شاید به همین دلیل است که این روزها، بازار با زبان کنایه میگوید: «از طلا بودن پشیمان گشتهایم، مرحمت بنمای و ما را مس نما.»/ خراسان
طلا: از قله تا عقبنشینی
قیمت هر انس طلا که در ابتدای جنگ در سطوح بالای ۵۰۰۰ دلار قرار داشت، اکنون در محدوده ۴۶۰۰ دلار نوسان میکند؛ افتی در حدود ۲۵ درصد که برای بازاری با چنین عمق و ثباتی، قابل توجه است. این کاهش در داخل کشور نیز بازتاب داشته؛ جایی که قیمت هر گرم طلا از محدوده ۲۲ میلیون تومان به حوالی ۱۸ میلیون تومان عقبنشینی کرده است. صندوقهای طلا در بورس نیز در نخستین روزهای بازگشایی، بهطور متوسط حدود ۱۶ درصد افت را تجربه کردند.
ریشه اصلی: شوک انرژی و کمبود دلار
به گزارش اقتصاد معاصر، تحلیلها، از جمله گزارش Bloomberg، نشان میدهد موتور اصلی این ریزش نه در خود بازار طلا، بلکه در بازار انرژی روشن شده است. با جهش بیش از ۵۰ درصدی قیمت نفت و ۵۶ درصدی گاز، کشورهای واردکننده انرژی با کسری جدی در تأمین دلار مواجه شدهاند. در چنین شرایطی، سادهترین و سریعترین راهکار، نقد کردن ذخایر طلاست. به بیان دیگر، طلا که تا دیروز ابزار ذخیره ارزش بود، امروز به «منبع تأمین نقدینگی» تبدیل شده است.
تغییر رفتار بانکهای مرکزی
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، اقدام ترکیه است که بهتازگی حدود ۶۰ تن از ذخایر طلای خود را، معادل ۸ میلیارد دلار، به فروش رسانده است. این اقدام صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه نشانهای از تغییر پارادایم در سیاستگذاری پولی محسوب میشود. تحلیلگران، از جمله نیکی شیلز، معتقدند این فرض سنتی که بانکهای مرکزی همواره خریدار طلا هستند، دیگر اعتبار سابق را ندارد. اگر سایر کشورها نیز به این مسیر وارد شوند، فشار فروش میتواند قیمتها را بیش از پیش کاهش دهد.
نقش سیاست پولی آمریکا؛ ضربه دوم به طلا
در کنار فشار فروش، متغیرهای کلان اقتصاد آمریکا نیز به ضرر طلا عمل کردهاند. افزایش انتظارات تورمی به بالای ۵ درصد، فدرال رزرو را به سمت سیاستهای انقباضی سوق داده است. نرخ بهره که در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد تثبیت شده، همچنان چشمانداز افزایشی دارد. همزمان، بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا به سطح ۵ درصد رسیده است؛ سطحی که برای سرمایهگذاران، یک بازده بدون ریسک جذاب فراهم میکند. در چنین فضایی، طلا که فاقد سود دورهای است، بخشی از جذابیت خود را از دست میدهد.
فشار مضاعف از بازارهای منطقهای
در بازارهای منطقهای نیز نشانههایی از مازاد عرضه دیده میشود. فروش گسترده طلا توسط برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه در بازار دبی، باعث شده قیمتها تا ۳۰ دلار پایینتر از نرخ جهانی معامله شود. از سوی دیگر، چین بهعنوان یکی از بزرگترین خریداران طلا، سرعت خرید خود را کاهش داده و منابع را به سمت تأمین انرژی هدایت کرده است.
طلا دیگر پناهگاه مطلق نیست
مجموع این تحولات نشان میدهد که در شرایط جدید، طلا دیگر آن دارایی امن کلاسیک نیست که در هر بحران بدرخشد. وقتی بحران از جنس «انرژی» باشد و نیاز فوری به دلار ایجاد کند، حتی امنترین داراییها نیز به ابزار نقدشوندگی تبدیل میشوند. بازار جهانی اکنون در حال بازتعریف نقش طلاست؛ فلزی که روزگاری نماد ثبات بود، حالا تحت فشار واقعیتهای ژئوپلیتیک و مالی، رفتاری شبیه به فلزات پایه پیدا کرده است. شاید به همین دلیل است که این روزها، بازار با زبان کنایه میگوید: «از طلا بودن پشیمان گشتهایم، مرحمت بنمای و ما را مس نما.»/ خراسان
برچسب ها:
نظرات کاربران
آخرین اخبار اقتصادی




