
تحولات تازه در خلیج فارس و نقش دلار در مبادلات انرژی
با افزایش تنشها در خلیج فارس و طرح مباحث جدید درباره مسیرهای پرداخت در تجارت نفت، تحلیلگران از احتمال تغییرات ساختاری در نظام مالی و سازوکارهای تسویه انرژی سخن میگویند.
به گزارش اکو آنلاین:در روزهایی که خلیج فارس به کانون ملتهبترین تقابلهای ژئوپلیتیک قرن تبدیل شده است، در لایههای پنهان این تنش، نبردی بسیار عمیقتر از تبادل آتش نظامی در جریان است؛ نبردی که هدف غایی آن، انهدام پاشنه آشیل هژمونی ایالات متحده، یعنی سیستم «پترودلار» است. کنترل عملیاتی و مقتدرانه ایران بر آبراه استراتژیک تنگه هرمز، دیگر صرفاً یک اهرم فشار نظامی یا ابزاری موقت برای ایجاد شوک در بازار انرژی نیست، بلکه امروز به سلاحی ژئواکونومیک برای تغییر ساختار و نظم مالی جهان بدل شده است. در این گذار تاریخی، استفاده هوشمندانه از این فرصت طلایی و تثبیت دستاوردهای میدانی، نیازمند همافزایی و اجرای قاطعانه سه گام اساسی در عرصههای دیپلماسی انرژی، تجارت خارجی و اقتصاد داخلی است.
*پایان معادله «امنیت در برابر دلار»*
از سال 1974 میلادی، هژمونی اقتصادی و تداوم امپراتوری بدهی آمریکا بر یک توافق نانوشته اما حیاتی با کشورهای صادرکننده نفت استوار بوده است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نفت خود را منحصراً به «دلار» میفروشند و در ازای این انحصار ارزی، آمریکا چتر امنیتی و نظامی خود را بر سر آنها میگستراند. اما امروز، ناتوانی آشکار و تحقیرآمیز واشنگتن در دفاع از ناوگان تجاری و متحدان منطقهای خود در جریان تقابلات اخیر، این معادله نیمقرنی را به کلی بیاعتبار کرده است.
ایران با درک دقیق این خلأ استراتژیک، میتواند ضربه نهایی را به این ساختار فرسوده وارد کند. طرح ایده «عبور مشروط نفتکشها از تنگه هرمز به شرط تسویه با یوان چین»، یک شبیخون تمامعیار به قلب پترودلار است. وقتی امنیت عبور انرژی نه توسط ناوگان عاجز پنتاگون، بلکه توسط اراده تهران و با شرط استفاده از ارز جایگزین (پترویوان) تضمین شود، تقاضای ساختاری جهان برای نگهداری دلار به یکباره فرو میریزد. این همان قماری است که آمریکا در آن بازنده قطعی است؛ چرا که با شکسته شدن انحصار دلار در بازار جهانی نفت، ماشین چاپ پول آمریکا قدرت صدور تورم خود به جهان را از دست داده و واشنگتن با بحران مهارنشدنی بدهی ملی روبرو خواهد شد. همانطور که در دکترین راهبردی جدید نیز تأکید شده، تثبیت کنترل قدرت ایران بر تنگه هرمز، میخ نهایی بر تابوت تحریمهای یکجانبه و نقطه پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه است.
*عبور از چرخه باطل*
در شرایطی که در خط مقدم نبرد ارزی در آبهای خلیج فارس، در حال خلع سلاح کردن دلار هستیم، تعلل دستگاههای اقتصادی در تغییر مسیر تجارت خارجی یک خطای استراتژیک و نابخشودنی است. متأسفانه، همچنان بخش قابلتوجهی از درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت به شرکای راهبردی نظیر چین، به جای استفاده مستقیم در چرخه واردات، گرفتار تبدیلهای چندباره به یورو، درهم و دلار میشود تا به دست واردکننده ایرانی برسد.
این چرخه معیوب و خودتحریمی پنهان، نه تنها هزینههای مبادله را به شدت افزایش داده و موجب هدررفتِ درصد بالایی از منابع ارزی کشور در فرایند تبدیل میشود، بلکه اقتصاد ما را همچنان در زمین بازی، زیر رادار و شبکه پرهزینه مالی غرب نگه میدارد. اکنون که چین زیرساخت قدرتمند، مستقل و ضدتحریمی پرداخت بینالمللی خود تحت عنوان سیستم CIPS را توسعه داده و بسیاری از شرکای تجاری ما نیز به آن متصل هستند، دولت باید با ارادهای حاکمیتی و قاطع، به عادت دیرینه وابستگی به مکانیسمهای دلاری پایان دهد. سوار کردن تجارت خارجی بر روی شبکههای تسویه غیردلاری و پیمانهای پولی دوجانبه، مؤثرترین پادزهر در برابر جنگ اقتصادی خزانهداری آمریکا است.
*دلارزدایی داخلی*
شاید حیاتیترین و البته مغفولماندهترین جبهه در این جنگ همهجانبه، «دلارزدایی از هزینه تولید داخلی» باشد. وقتی اهرم قدرتمند تنگه هرمز، قیمت جهانی نفت را به مرز بیسابقه 120 دلار در هر بشکه پرتاب میکند، اقتصاد داخلی و سفره مردم ایران نباید تاوان این موفقیت بزرگ ژئوپلیتیک را پس بدهد./مهر
*پایان معادله «امنیت در برابر دلار»*
از سال 1974 میلادی، هژمونی اقتصادی و تداوم امپراتوری بدهی آمریکا بر یک توافق نانوشته اما حیاتی با کشورهای صادرکننده نفت استوار بوده است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نفت خود را منحصراً به «دلار» میفروشند و در ازای این انحصار ارزی، آمریکا چتر امنیتی و نظامی خود را بر سر آنها میگستراند. اما امروز، ناتوانی آشکار و تحقیرآمیز واشنگتن در دفاع از ناوگان تجاری و متحدان منطقهای خود در جریان تقابلات اخیر، این معادله نیمقرنی را به کلی بیاعتبار کرده است.
ایران با درک دقیق این خلأ استراتژیک، میتواند ضربه نهایی را به این ساختار فرسوده وارد کند. طرح ایده «عبور مشروط نفتکشها از تنگه هرمز به شرط تسویه با یوان چین»، یک شبیخون تمامعیار به قلب پترودلار است. وقتی امنیت عبور انرژی نه توسط ناوگان عاجز پنتاگون، بلکه توسط اراده تهران و با شرط استفاده از ارز جایگزین (پترویوان) تضمین شود، تقاضای ساختاری جهان برای نگهداری دلار به یکباره فرو میریزد. این همان قماری است که آمریکا در آن بازنده قطعی است؛ چرا که با شکسته شدن انحصار دلار در بازار جهانی نفت، ماشین چاپ پول آمریکا قدرت صدور تورم خود به جهان را از دست داده و واشنگتن با بحران مهارنشدنی بدهی ملی روبرو خواهد شد. همانطور که در دکترین راهبردی جدید نیز تأکید شده، تثبیت کنترل قدرت ایران بر تنگه هرمز، میخ نهایی بر تابوت تحریمهای یکجانبه و نقطه پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه است.
*عبور از چرخه باطل*
در شرایطی که در خط مقدم نبرد ارزی در آبهای خلیج فارس، در حال خلع سلاح کردن دلار هستیم، تعلل دستگاههای اقتصادی در تغییر مسیر تجارت خارجی یک خطای استراتژیک و نابخشودنی است. متأسفانه، همچنان بخش قابلتوجهی از درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت به شرکای راهبردی نظیر چین، به جای استفاده مستقیم در چرخه واردات، گرفتار تبدیلهای چندباره به یورو، درهم و دلار میشود تا به دست واردکننده ایرانی برسد.
این چرخه معیوب و خودتحریمی پنهان، نه تنها هزینههای مبادله را به شدت افزایش داده و موجب هدررفتِ درصد بالایی از منابع ارزی کشور در فرایند تبدیل میشود، بلکه اقتصاد ما را همچنان در زمین بازی، زیر رادار و شبکه پرهزینه مالی غرب نگه میدارد. اکنون که چین زیرساخت قدرتمند، مستقل و ضدتحریمی پرداخت بینالمللی خود تحت عنوان سیستم CIPS را توسعه داده و بسیاری از شرکای تجاری ما نیز به آن متصل هستند، دولت باید با ارادهای حاکمیتی و قاطع، به عادت دیرینه وابستگی به مکانیسمهای دلاری پایان دهد. سوار کردن تجارت خارجی بر روی شبکههای تسویه غیردلاری و پیمانهای پولی دوجانبه، مؤثرترین پادزهر در برابر جنگ اقتصادی خزانهداری آمریکا است.
*دلارزدایی داخلی*
شاید حیاتیترین و البته مغفولماندهترین جبهه در این جنگ همهجانبه، «دلارزدایی از هزینه تولید داخلی» باشد. وقتی اهرم قدرتمند تنگه هرمز، قیمت جهانی نفت را به مرز بیسابقه 120 دلار در هر بشکه پرتاب میکند، اقتصاد داخلی و سفره مردم ایران نباید تاوان این موفقیت بزرگ ژئوپلیتیک را پس بدهد./مهر
برچسب ها:
نظرات کاربران
آخرین اخبار اقتصادی




