آیا دورکاری باعث تنهاتر شدن ما خواهد شد؟/ کارمندان دورکار باید به یک شبکه پشتیبان و حمایت‌گر دسترسی داشته باشند

آیا دورکاری باعث تنهاتر شدن ما خواهد شد؟/ کارمندان دورکار باید به یک شبکه پشتیبان و حمایت‌گر دسترسی داشته باشند
Facebook Twitter LinkedIn

۰۹:۱۲ | ۱۴۰۴/۰۳/۲۱

کار از راه دور و مدل‌های ترکیبی، راه‌هایی برای افزایش بهره‌وری، انعطاف‌پذیری و همکاری در فواصل دورتر فراهم کرده‌اند. اما با پیشرفت فناوری که تیم‌ها را دائما متصل نگه می‌دارد، بسیاری از کارکنان احساس انزوای بیشتری می‌کنند. آن گفت‌وگوهای اتفاقی در راهروها و ملاقات‌های ناهار برنامه‌ریزی‌نشده که اغلب باعث ایجاد قوی‌ترین روابط کاری می‌شدند، امروزه کمتر دیده می‌شوند.

کار از راه دور و مدل‌های ترکیبی، راه‌هایی برای افزایش بهره‌وری، انعطاف‌پذیری و همکاری در فواصل دورتر فراهم کرده‌اند. اما با پیشرفت فناوری که تیم‌ها را دائما متصل نگه می‌دارد، بسیاری از کارکنان احساس انزوای بیشتری می‌کنند. آن گفت‌وگوهای اتفاقی در راهروها و ملاقات‌های ناهار برنامه‌ریزی‌نشده که اغلب باعث ایجاد قوی‌ترین روابط کاری می‌شدند، امروزه کمتر دیده می‌شوند.

 

در یک محیط مجازی، به راحتی می‌توان در حالتی مبتنی بر وظایف و معیارها غرق شد که در آن، ارتباطات شخصی به پس‌زمینه می‌روند.

 

آیا هنوز راه‌هایی برای کارکنان و مدیران وجود دارد تا حس واقعی تعلق را در این شرایط ایجاد کنند، یا این تغییر اجتناب‌ناپذیری است که باید به ‌عنوان بخشی از زندگی کاری از راه دور و ریموت بپذیریم؟

 

پویایی‌های قطع ارتباط در تیم‌های دورکار

 

در محیط‌های اداری سنتی، صمیمیت اغلب به‌ صورت طبیعی شکل می‌گیرد. گفت‌وگوهای کوتاه و تعاملات ناگهانی معمولا منبع مهمی برای حمایت و ارتباط محسوب می‌شوند. از سوی دیگر، محیط‌های هیبرید و دورکار اغلب این برخوردهای اتفاقی را از بین می‌برند و بسیاری از کارکنان را با احساسی شبیه به سرگردانی در یک جزیره تنها می‌گذارند.

 

یکی از خطرات این انزوا این است که می‌تواند به ‌طور نامحسوس پنهان شود و حالتی «عادی» پیدا کند. اعضای تیم شما ممکن است روی صفحه نمایش خوب به نظر برسند، اما ممکن است آن تماس تصویری کوتاه تنها نقطه‌ ارتباطی آن‌ها در طول روز باشد.

 

با گذشت زمان، کارکنانی که تعامل حضوری ندارند، اغلب احساس «دور از چشم، دور از ذهن» پیدا می‌کنند: آن‌ها حس می‌کنند عملا نامرئی هستند تا زمانی که خروجی خود را ارائه دهند، به ‌ویژه اگر برخی اعضای تیم در محل کار حضور داشته باشند، در حالی که دیگران در مناطق زمانی مختلف پراکنده باشند. این شکل نامحسوس از قطع ارتباط، روحیه‌ کارکنان را تضعیف می‌کند و حتی می‌تواند بر فرصت‌های شغلی تاثیر بگذارد، زیرا افراد دورکار ممکن است همان راهنمایی‌های ناگهانی یا میزان دیده شدن همکاران حضوری را دریافت نکنند.

 

اولین گام برای شکستن این چرخه، پذیرش این واقعیت است که محیط‌های دورکار می‌توانند به احساس انزوا دامن بزنند. هنگامی که کارفرمایان این چالش را تصدیق می‌کنند، تیم‌هایشان می‌توانند اقدامات هدفمندی انجام دهند تا ارتباط برقرار کنند، وضعیت کارکنان را بررسی کنند و اطمینان حاصل کنند که روابط کاری در هر محیطی شکوفا می‌شوند.

 

راه‌های ساده‌ای که کارکنان می‌توانند دوباره ارتباط برقرار کنند

کارمندان اغلب منتظر اقدامات گروه مدیریت یا منابع انسانی برای تقویت ارتباطات اجتماعی هستند، اما اقدامات کوچک فردی می‌توانند به ‌طور قابل‌توجهی از انزوا جلوگیری کنند. تعاملات خود را هدفمندتر کنید. به ‌جای ارسال پیام در Slack، پیشنهاد یک قهوه‌ مجازی کوتاه را بدهید تا درباره‌ موضوعاتی فراتر از کار صحبت کنید. حتی یک تماس تصویری ۱۵ دقیقه‌ای یا تماس صوتی در هنگام قدم زدن می‌تواند روز کسی را روشن‌تر و متن‌های خشک و رسمی را با یک مکالمه‌ واقعی جایگزین کند.

 

پیوستن به گروه‌های مبتنی بر علاقه‌های فردی مشترک مانند باشگاه کتاب‌خوانی، کانال‌های ورزشی یا تیم‌های داوطلبانه‌ مجازی، می‌تواند حس جامعه‌ای فراتر از وظایف روزانه و شاخص‌های عملکرد کلیدی (KPI) ایجاد کند. تعیین اهداف شخصی برای ارتباط اجتماعی در هر هفته نیز کمک‌کننده است، حتی اگر به سادگی شامل برقراری ارتباط مجدد با یک همکار سابق یا دعوت یک هم‌تیمی برای یک گفت‌وگوی دوستانه باشد.

 

استراتژی‌های رهبری برای تقویت رفاه تیم

رهبران تاثیر زیادی در شکل‌دهی فرهنگ محیط کار دارند، به‌ ویژه در محیط‌های دورکار یا ترکیبی. از آن جا که انزوا به ‌راحتی می‌تواند پنهان شود، مدیران باید به نشانه‌های ظریف مانند کاهش تعامل، از دست دادن مهلت‌های تعیین‌شده یا تغییر قابل توجه در لحن ارتباطات توجه کنند. اگر یکی از کارکنان بیشتر منزوی به نظر می‌رسد، یک گفت‌وگوی محرمانه و همراه با همدلی را آغاز کنید.

 

با تیم خود به ‌طور فعال و منظم ارتباط برقرار کنید. منتظر نمانید تا آن‌ها مکالمه را آغاز کنند چون این رویکرد معمولا آن‌ها را در موقعیتی ناخوشایند قرار می‌دهد. گفت‌وگو را با پرسیدن سوالاتی که واقعا مکالمات واقعی را ایجاد می‌کنند، شروع کنید. شاید جمله‌ای به ‌سادگی «آخر هفته‌ات چطور بود؟» یا «این روزها چطور سر می‌کنی؟» بتواند فضای لازم برای بحث‌های عمیق‌تر را فراهم کند.

 

رهبران همچنین باید گفتگو درباره‌ سلامت روان را عادی‌سازی کنند. به ‌طور علنی در محیط‌های تیمی درباره‌ سلامت روان صحبت کنید تا افراد احساس امنیت کنند و بدون ترس از قضاوت منفی، چالش‌های شخصی خود را به اشتراک بگذارند. مدیران را در زمینه‌ حمایت از سلامت روان آموزش دهید تا آن‌ها را به ابزارهایی مجهز کنید که بتوانند پریشانی احساسی را تشخیص دهند و در صورت نیاز، به ‌طور موثر پاسخ دهند.

 

علاوه بر این، مراقبت از سلامت روان خود نه تنها برای رفاه شخصی مهم است، بلکه به شما این امکان را می‌دهد که بتوانید از دیگران نیز مراقبت کنید. در نهایت، «شما نمی‌توانید از یک فنجان خالی چیزی بریزید»، به این معنی که اگر انرژی شما تمام شده باشد، ارائه‌ کمک واقعی یا حضور مؤثر در لحظه‌ای که همکاران، دوستان یا اعضای خانواده به حمایت نیاز دارند، عملا غیرممکن خواهد بود.

 

ایجاد فضاهای امن در محیط کار

شرکت‌ها زمانی شکوفا می‌شوند که کارکنان احساس آزادی کنند تا خود واقعی‌شان را به محیط کار بیاورند، صرف‌نظر از مکان حضورشان. با این حال، «خود بودن» در محیط کار نباید به معنای افراط در اشتراک‌گذاری یا نادیده گرفتن ادب حرفه‌ای باشد. بلکه به معنای بیان شخصیت خود در چارچوب‌های حرفه‌ای و نشان دادن احترام نسبت به اطرافیان است.

 

گفتگوهای منظم درباره‌ سلامت روان، از زمان پذیرش کارکنان تا جلسات هفتگی یک‌به‌یک و بررسی‌های فصلی، این پیام را تقویت می‌کند که «احساس خوب نداشتن» امری انسانی است و درخواست کمک کاملا طبیعی محسوب می‌شود. ارائه‌ انعطاف‌پذیری در نحوه‌ انجام کار و فراهم کردن مزایایی که نیازهای واقعی کارکنان را برآورده می‌کنند، مانند برنامه‌های کمک به کارکنان (EAPs)، اپلیکیشن‌های مدیتیشن، صندوق‌های رفاهی و دسترسی به منابع راهنمایی مراقبتی، راهکارهای م,ثری برای حمایت از کارکنان و نشان دادن اهمیت رفاه جامع آن‌ها هستند.

 

هنگامی که کارکنان احساس ارتباط واقعی داشته باشند، تعاملات آن‌ها فراتر از ارتباطات صرفا معاملاتی می‌رود و به همکاری عمیق‌تر تبدیل می‌شود. ایده‌ها با آزادی بیشتری جریان می‌یابند، روحیه‌ کاری افزایش می‌یابد و اعتماد به نیروی هدایتگر در هر تیم تبدیل می‌شود. این حس ارتباط و تعلق می‌تواند در دوره‌های انتقال یا زمان‌های چالش‌برانگیز برای یک کسب‌وکار به ‌ویژه ارزشمند باشد.

 

اغلب در همین زمان‌ها است که می‌توان تاب‌آوری را در عمل مشاهده کرد، زیرا هر عضو تیم از اتکای متقابل نیرو می‌گیرد. این موضوع یک اصل کلیدی را برجسته می‌کند: این که قدرت و تعامل مثبت هر عضو تیم، تاثیر و خروجی کلی گروه را افزایش می‌دهد و در نهایت به موفقیت سازمان شما منجر می‌شود.

 


نظرات کاربران
security code