ماجرای یارانه نقدی 5 میلیون تومانی

 ماجرای یارانه نقدی 5 میلیون تومانی
Facebook Twitter LinkedIn

۱۳:۱۷ | ۱۴۰۳/۰۳/۲۷

با گذشت نزدیك به 14 سال از ابداع ساز و كار جدیدی به نام «یارانه نقدی» و با نزدیك شدن به انتخابات زودرس ریاست‌جمهوری، زمزمه‌های جدیدی از یارانه 5 میلیون تومانی به هر نفر به گوش می‌رسد كه البته در صورت تحقق می‌تواند اثرات سهمگین و غیرقابل جبرانی بر اقتصاد نحیف و آسیب‌پذیر ایران داشته باشد.
به گزارش اکو آنلاین:با گذشت نزدیك به 14 سال از ابداع ساز و كار جدیدی به نام «یارانه نقدی» و با نزدیك شدن به انتخابات زودرس ریاست‌جمهوری، زمزمه‌های جدیدی از یارانه 5 میلیون تومانی به هر نفر به گوش می‌رسد كه البته در صورت تحقق می‌تواند اثرات سهمگین و غیرقابل جبرانی بر اقتصاد نحیف و آسیب‌پذیر ایران داشته باشد. به تازگی خبرگزاری «تسنیم» جدولی از پیوست بودجه امسال منتشر كرده و مدعی شده كه رقم 116 میلیارد یورو در این جدول تحت عنوان «یارانه پنهان انرژی» گنجانده شده است. این خبرگزاری در ادامه عنوان كرده كه در صورت «آزاد شدن این رقم» و با نرخ تسعیر ارز 40 هزار تومانی و با فرض 85 میلیون نفر یارانه‌بگیر، می‌توان به هر نفر 5 میلیون تومان یارانه داد. در نگاه اول، معادله ساده‌ای است كه در آستانه انتخابات، شاید كاندیداهای محترم را نیز اغوا كند كه چنین وعده‌ای را به مردمی بدهند كه زیر بار مشكلات اقتصادی و تورم مزمن چندین ساله كمر خم كرده‌اند و تشنه منابع مالی بادآورده هستند. این اتفاق پیش از این نیز رخ داده و اثرات آن هنوز هم باقی است. پس اجازه بدهید چنین «وعده احتمالی» را بررسی كنیم و ببینیم چقدر قابل اجراست و در صورت اجرا چه اثرات مخربی خواهد داشت؟

بخش بزرگی از دیدگاه منفی نسبت به چیزی به نام «یارانه پنهان» این است كه چنین یارانه‌ای فقط به ثروتمندان می‌رسد و گروه‌های كم درآمد نفعی از آن نمی‌برند. چنین دیدگاهی معمولا توسط طیف گسترده‌ای از اقتصاددان‌هایی ارایه می‌شود كه خود را طرفدار «اقتصاد بازار» و یا چنانكه باب شده «اقتصاد آزاد» می‌خوانند و معتقدند كه یارانه پنهان در حوزه انرژی باید به‌طور كلی «قطع» شود تا یارانه به درستی توزیع شود. اما این استدلال چقدر درست است؟ برای پاسخ به این سوال باید با عدد و رقم صحبت كرد و نه با اظهارنظر و گفتارهای انشایی و صحبت‌های تكراری. عدد و رقم درون خود واقعیت‌هایی را آشكار می‌كنند كه هیچ گفتار و نوشتاری قادر به اثبات آنها نیست. آخرین تحلیلی كه درباره یارانه پنهان انرژی در ایران انجام شده برمی‌گردد به سال 98 و اندكی پس از ناآرامی‌های ناشی از شوك قیمت بنزین كه توسط مركز پژوهش‌های مجلس انجام شده و حقایق زیادی را در خود دارد. این گزارش كه به شماره مسلسل 16652 در وبسایت مركز پژوهش‌های مجلس موجود است به صراحت از چند «ابهام» بزرگ درباره «یارانه پنهان» رونمایی می‌كند كه در زیر پوست اقتصاد ایران سال‌هاست جریان داشته و دارد.
آیا مصرف كننده یارانه پنهان مردم هستند؟

در گفتارهای موجود سهم بیشتر انتقادها به سمت این موضوع می‌رود كه مصرف انرژی در ایران بالاست و بخش بزرگی از انرژی ارزان قیمت توسط مردم عادی به «هدر»می‌رود. بنابراین یك عدد بسیار بزرگ در طی سال‌های مختلف برای یارانه پنهان انرژی عنوان می‌شود (در آخرین مورد 116 میلیارد یورو) و طوری رفتار می‌شود كه گویی تمام این یارانه به مردم پرداخت شده و اگر بتوان آنها را برداشت، می‌شود نفری 5 میلیون تومان به همه پرداخت كرد! اما مطالعات نشان می‌دهد كه از سال 84 تا 95 بیش از سه چهارم یارانه پنهان انرژی به بخش «غیرخانوار» تعلق پیدا كرده است. در واقع «انرژی ارزان» مهم‌ترین روش حمایت دولت‌ها از تولید در ایران بوده است.

به عبارت دیگر این مطالعه نشان می‌دهد كه 25 درصد خانواری كه یارانه پنهان به آنها تعلق می‌گیرد اصلا ارتباطی با پول هنگفتی كه در این راه هزینه می‌شود ندارند و كانون بحران یارانه‌ها در 75 درصد بخش تولیدی است كه محصول نهایی عمده آنها نیز به صورت «خام فروشی» در بازار جهانی فروخته می‌شود. صنایع عمدتا رانتی و نیمه دولتی كه در پناه یارانه پنهان انرژی فعالیت می‌كنند و اگر یك روز این یارانه به آنها نرسد، در پس بهره‌وری پایین انرژی دوام زیادی نمی‌آورند. واكنش تولیدكنندگان به تغییر قیمت انرژی كاملا وابسته به امكان فنی، مالی و اقتصادی آنها بوده و در شرایط كنونی، افزایش قیمت انرژی برای تولیدكنندگان منجر به افزایش قیمت محصولات و در صورت نداشتن امكان افزایش قیمت، منجر به كاهش تولید خواهد شد.
آیا یارانه پنهان هر سال بیشتر شده است؟

بزرگ شدن یارانه پنهان با افزایش نرخ ارز اساسا چیزی جز تأثیر كاهش ارزش پول ملی نیست.به عبارت دیگر، بدون اینكه در زندگی واقعی مردم و میزان مصرف انرژی آنها تغییر خاصی رخ داده باشد، ناگهان یارانه پنهان چند برابر می‌شود.

به‌طور مثال، ، اگر نرخ ارز 4200 تومان می‌ماند، یارانه‌ای كه به مصرف داخلی نفت در سال 97 تعلق گرفته 41.8 میلیارد دلار بود و در نرخ ارز 11000 تومانی بیش از 49 میلیارد دلار شده است. در حوزه گاز اگر نرخ ارز در سال 97 در عدد 4200 تومان باقی می‌ماند یارانه گاز طبیعی 13.6 میلیارد دلار می‌شد و بعدها كه در این سال نرخ دلار به 11 هزار تومان رسیده، ارزش یارانه پنهان گاز طبیعی نیز به 19 میلیارد دلار افزایش پیدا كرده است. پس آنچه به عنوان یارانه پنهان در اقتصاد ایران براساس نرخ ارز محاسبه می‌شود به گونه‌ای است كه می‌توان با افزایش بیشتر نرخ ارز، رقم یارانه ضمنی را افزایش داد؛ بدون اینكه اتفاق خاصی در اقتصاد كشور صورت گرفته باشد.

برای مثال، با نرخ ارز 4200 تومانی، یارانه پنهان در سال 97 حدود 55 میلیارد دلار و با نرخ از 11000 تومانی یارانه پنهان حدود 68 میلیارد دلار است. به عبارت دیگر، با افزایش نرخ ارز بدون اینكه در زندگی واقعی مردم و میزان مصرف انرژی آنها تغییر خاصی رخ داده باشد، ناگهان یارانه پنهان چند برابر می‌شود. تا اینكه حالا و با شوك ارزی كنونی كه نرخ دلار را در بودجه به 40 هزار تومان افزایش داده، رقم 113 میلیارد یورویی برای یارانه پنهان در نظر گرفته شده است. در حالی كه این عدد چیزی جز یك «توهم بزرگ» نیست و عمده آن به دلیل شوك ارزی به وقوع پیوسته سالیان اخیر به وجود آمده است.
آیا ثروتمندان یارانه بیشتری می‌گیرند؟

استدلال عمده طرفداران حذف یارانه انرژی این است كه مالكان خودروی شخصی سهم بیشتری از یارانه مثلا بنزین می‌گیرند. بنابراین این یارانه باید «حذف» شود و پول آن به صورت «نقدی» بین همه دهك‌های درآمدی تقسیم شود.

محاسبات مركز پژوهش‌ها نشان می‌دهد با وجودی كه در سال 96 سهم دهك اول از یارانه انرژی 5.06 درصد بوده و از سایر دهك‌ها كمتر است، نسبت یارانه انرژی به هزینه كل خانوار در این دهك، با 15 درصد بیشترین مقدار را به خود اختصاص می‌دهد، به آن معنی كه معیشت دهك اول به نسبت سایر دهك‌ها به مراتب به یارانه انرژی بیشتر وابسته بوده است و در صورت افزایش قیمت‌ها بیش از سایر دهك‌ها متأثر خواهد شد. در سوی مخالف، بدیهی است كه دهك دهم بیشترین بهره‌مندی را از یارانه انرژی دارد، اما نسبت آن به سایر هزینه‌های این دهك تنها 5 درصد است، یعنی اختصاص یارانه انرژی به دهك دهم نسبتا تأثیر اندكی در زندگی افراد این دهك خواهد داشت.

به همین ترتیب نسبت یارانه به هزینه زندگی دهك نهم و هشتم به ترتیب 8 درصد و 9 درصد است. به عبارت دیگر، دهك كم درآمد كه مصرف بالاتری در حوزه بنزین دارد؛ سهم بیشتری هم از یارانه بنزین می‌گیرد. همین الان بخش بزرگی از دهك‌های درآمدی متوسط نیز به سمت شغل كاذبی به نام «كار در تاكسی اینترنتی» سوق داده شده‌اند و به دلیل بالا رفتن هزینه‌ها، نوعی «شغل دوم» پیدا كرده‌اند. نكته بعد اینكه بخشی از مصرف بالای بنزین در كشور (بدون در نظر گرفتن وضعیت ترافیكی كه منجر به افزایش مصرف سوخت می‌شود) حاصل تكنولوژی خودروسازهای داخلی است كه نسبت به اغلب خودروهای خارجی، مصرف بالاتری دارند. به‌طور مثال، خودروی دنا 7.75 لیتر در هر 100 كیلومتر مصرف سوخت دارد. یا خودروی تیبا نزدیك به 7 لیتر در هر 100 كیلومتر مصرف بنزین دارد. این عدد برای پژو پارس 8.15 لیتر و برای پژو 405 در هر 100 كیلومتر 9 لیتر است. سوال این است كه چرا هزینه نبود تكنولوژی روز دنیا و افزایش مصرف در خودروهای بی‌كیفیت داخلی را مردم می‌پردازند و چرا هیچگاه در محاسبات موجود به این متغیر اشاره‌ای نمی‌شود؟
خطر بزرگ یارانه 5 میلیون تومانی

مردم ایران حدود دو دهه پیش به سیاستمدارانی رای دادند كه در نگاه علم سیاست به پوپولیسم و رفتارهای توده‌گرایانه مشهور بودند. نتیجه چنین اتفاقی، در سال‌های پایانی دهه 80 با حذف برخی از یارانه‌ها و نقدی شدن آن دیده شد كه به مرور زمان، قدرت خرید همان یارانه نقدی نیز به پایین‌ترین سطح خود رسید. حال به نظر می‌رسد كه بار دیگر زمینه‌چینی برای وعده افزایش یارانه نقدی آن هم به عدد عجیب و غریب 5 میلیون تومانی آغاز شده كه بدون تردید، ضربات مهلكی بر اقتصاد كنونی ایران وارد خواهد كرد كه با تورم نزدیك به 40 درصدی دست و پنجه نرم می‌كند. سید مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه در این باره بر این باور است كه این مساله اصلا امكان‌پذیر نیست و چنین منبع درآمدی برای این منظور اصلا در اختیار دولت قرار ندارد، ضمن آنكه به نظر می‌رسد اینچنین وعده‌هایی به مثابه ترفندی خواهد بود كه به دنبال افزایش قیمت حامل‌های انرژی و شوك دوباره تورمی داده خواهد شد.

این اقتصاددان در ادامه گفت: البته از آغاز به كار دولت آقای رییسی مساله افزایش قیمت بنزین مطرح بود و اصرار هم بر این بود كه نرخ بنزین افزایش پیدا كند اما به دلیل تجربه سال ۹۸ و افزایش تنش‌ها در آن زمان دولت‌ سیزدهم چندان تمایلی به این موضوع نداشت. این كارشناس اقتصادی تصریح كرد: حتی اگر پنج میلیون تومان هم یارانه به مردم بدهند اثر روانی منفی هم خواهد گذاشت و باید گفت این اثر روانی منفی بسیار بیشتر از اثر مثبت پرداخت پنج میلیون تومان یارانه به مردم است و به نظر می‌رسد این مدل از وعده‌ها در نهایت با مشكل مواجه شود.

افقه ادامه داد: تجربه ۱۳ دوره قبلی ریاست‌جمهوری نشان داده كه وعده‌های انجام نشده بسیاری از سوی روسای جمهور قبلی باقی مانده است كه یا قابل انجام دادن نبوده و به دست فراموشی سپرده شده و یا فكر می‌كند مردم آن وعده‌ها را فراموش كرده‌اند. این اقتصاددان افزود: در حال حاضر مخاطبین انتخاباتی دو گروه هستند، یك گروه كه همیشه به صورت اعتقادی رای می‌دادند كه باز هم شركت می‌كنند و مشكلی برای رای دادن ندارند و برای جذب و جلب این عده در انتخابات نیازی به این وعده‌ها نیست مگر آنكه در رقابت‌های درون گروهی بین خودشان باشند.

او افزود: البته درون اصولگراها هم تقسیم‌بندی‌ها تابع افراد مرجعی است كه در زیرگروه اصولگرایی قرار دارند، اما یكسری از جوانان هم هستند كه در حال حاضر به دلیل شرایط موجود اجتماعی و فرهنگی قهر كرده‌اند و به وعده‌های این كاندیداها هم می‌خندند و اگر می‌خواهند برای حضور این جوانان اقدامی بكنند باید بر روی مسائل اجتماعی و فرهنگی كار كنند تا مسائل اقتصادی ./ اعتماد

برچسب ها:

يارانه 

نظرات کاربران
security code
اخبار مرتبط