
افزایش یا کاهش؛ مساله این است!
نرخ سود بانکی؛ چوب دو سر طلای اقتصاد ایران
بانکداری ایدهآل/سعید سعیدی: وقتی حرف از ثبات اقتصادی به میان میآید، بیشک یکی از کلماتی که به گوش مخاطب آشنا میرسد، واژه «نقدینگی» است؛ واژهای که گاها دولت، وزارت اقتصاد و بانکها به دنبال تصاحب آن هستند و گاها نیز با اقداماتی در پی دفع و انتقال آن به بازار هستند.
به گزارش بانکداری ایدهآل، اما آنچه که نقدینگی را سرگردان مسیر بانک به بازار و بازار به بانک کرده، نرخ سود بانکی است که همچون مرکبی وظیفه ایاب و ذهاب نقدینگی را در اقتصاد ایران عهدهدار شده است. به عبارت بهتر، نرخ سود بانکی از مهمترین عواملی است که به زعم بهاصطلاح کارشناسان و اقتصاددانان عامل کنترل و حتی ثبات در بازار تلقی میشود. به این صورت که افزایش آن، نقدینگی را از سطح جامعه به بانک میکشاند و کاهش آن، نقدینگی را از بانک به بازار.
بر اساس این گزارش، اکنون رشد نقدینگی از 450 هزار میلیارد تومان به 1463 هزار میلیارد تومان رسیده که کاهش نرخ سود بانکی و هجوم مردم برای خرید سکه و ارز از مهمترین دلایل آن است. اینکه چرا نقدینگی از بانک خارج اما به بازار منتقل نشد خود دلیلی دارد که باید مسئولان پاسخگوی آن باشند.
در دو دولت قبل، نرخ سود بانکی و نرخ بیکاری هر دو بالا بودند و در موازات یکدیگر حرکت میکردند، اما تیم اقتصادی دولت یازدهم با تمهیدات کارشناسانه خود با کاهش نرخ سود بانکی تصمیم گرفتند موتور محرکه اقتصاد داخلی را روشن کنند تا تولید جان دوبارهای بگیرد و به دنبال آن بتوانند مشکل بیکاری را تا حد چشمگیری حل کنند. اما این هدف نهتنها محقق نشد، بلکه به مسیر اشتباه دیگری رفت و به قولی نقدینگی از این جیب به آن جیب رفت.
از یک طرف زیرساختهای تولید در کشور به اندازه کافی قوی نبودند و از طرف دیگر به علت وجود موانع بر سر راه تولید در کشور، نقدینگی به بازار گسیل داده نشد و سمت و سوی دیگری رفت. اینکه مردم نقدینگی خود را از بازار خارج و به سمت خرید ارز و سکه سوق دادند، ریشه در سومدیریت و عدم درک و شناخت کافی از شرایط موجود اقتصاد دارد.
خروج نقدینگی و سرگردانی آن در بازار ارز و سکه، تا حدی بانکها و موسسات مالیاعتباری را با مشکلات عدیده جدی مواجه کرده و منتظر ناجی همیشگی خود یعنی افزایش نرخ سود بانکی هستند. حالا دوباره قرار است این بازی تکرار شود و زمزمههایی مبنی بر افزایش نرخ سود بانکی به گوش میرسد. بازی که بارها تکرار شده و برنده و بازنده آن بارها ثابت شده است. نرخ سود بانکی در اقتصاد ایران همانند چوب دو سر طلایی است که همواره سعی در ایفای نقش ناجی داشته. اما آیا این بار واقعا ناجی خواهد بود!
بر اساس این گزارش، اکنون رشد نقدینگی از 450 هزار میلیارد تومان به 1463 هزار میلیارد تومان رسیده که کاهش نرخ سود بانکی و هجوم مردم برای خرید سکه و ارز از مهمترین دلایل آن است. اینکه چرا نقدینگی از بانک خارج اما به بازار منتقل نشد خود دلیلی دارد که باید مسئولان پاسخگوی آن باشند.
در دو دولت قبل، نرخ سود بانکی و نرخ بیکاری هر دو بالا بودند و در موازات یکدیگر حرکت میکردند، اما تیم اقتصادی دولت یازدهم با تمهیدات کارشناسانه خود با کاهش نرخ سود بانکی تصمیم گرفتند موتور محرکه اقتصاد داخلی را روشن کنند تا تولید جان دوبارهای بگیرد و به دنبال آن بتوانند مشکل بیکاری را تا حد چشمگیری حل کنند. اما این هدف نهتنها محقق نشد، بلکه به مسیر اشتباه دیگری رفت و به قولی نقدینگی از این جیب به آن جیب رفت.
از یک طرف زیرساختهای تولید در کشور به اندازه کافی قوی نبودند و از طرف دیگر به علت وجود موانع بر سر راه تولید در کشور، نقدینگی به بازار گسیل داده نشد و سمت و سوی دیگری رفت. اینکه مردم نقدینگی خود را از بازار خارج و به سمت خرید ارز و سکه سوق دادند، ریشه در سومدیریت و عدم درک و شناخت کافی از شرایط موجود اقتصاد دارد.
خروج نقدینگی و سرگردانی آن در بازار ارز و سکه، تا حدی بانکها و موسسات مالیاعتباری را با مشکلات عدیده جدی مواجه کرده و منتظر ناجی همیشگی خود یعنی افزایش نرخ سود بانکی هستند. حالا دوباره قرار است این بازی تکرار شود و زمزمههایی مبنی بر افزایش نرخ سود بانکی به گوش میرسد. بازی که بارها تکرار شده و برنده و بازنده آن بارها ثابت شده است. نرخ سود بانکی در اقتصاد ایران همانند چوب دو سر طلایی است که همواره سعی در ایفای نقش ناجی داشته. اما آیا این بار واقعا ناجی خواهد بود!
برچسب ها:
نظرات کاربران
آخرین اخبار اقتصادی




