
دلار در ایام نوروز به تعطیلات نرفت
بانکداری ایدهال:واقعی شدن قیمت ریال در برابر ارزهای خارجی تا چه اندازه به نفع اقتصاد است؟
به گزارش بانکداری ایده ال:افزایش قیمت ارز و نوسانات آن، از مهمترین موضوعاتی بوده است كه طی ماهها و روزهای گذشته، پیرامون آن بحث شده است. از سلبریتیها و بازیگران تلویزیون و سینما گرفته تا ورزشكاران و نویسندگان و فعالان رسانه. عدهای این افزایش را نشانه ناكارآمدی دولت دانسته و با نقد این افزایش، آن را مانعی در جهت حمایت از تولید داخل دانستهاند. عدهای نیز قربانیان اصلی این افزایش را جامعه، به ویژه فقرا دانسته و ضعف مدیریتی و كارشناسی بدنه دولت را عامل اصلی آن دانستهاند. سوال اساسی این است كه بهراستی این افزایش قیمت كه در سال جدید نیز بر روند آن افزوده شده است، آیا در سالی كه حمایت از تولید و كالای ایرانی نیز نامگذاری شده است، اثرات منفی بر تولید دارد و همانگونه كه افراد زیادی در حوزههای شغلی متفاوت نیز بدان اشاره كردهاند، سیاستی نادرست است و نتایجی جز بدتركردن شرایط اقتصادی ندارد یا نه، با آثار مثبت خود میتواند یاریگر اقتصاد ایران باشد؟
تقریبا از اسفندماه سال گذشته بود كه قیمت ارز در كانال افزایشی افتاد و در سال جدید نیز این افزایش قیمت، روند صعودی خود را ادامه داد و ارز آزاد به قیمتهای بالاتر از ٥ هزارتومان رسید؛ بازاری كه این روزها نوسانات زیادی به خود دیده است و به علت افزایش سطح نااطمینانی از سیاستگذاریهای حاكم بر این بازار و مشخص نبودن روند آینده آن، شاهد رفتارهای هیجانی در این بازار هستیم. حال سوال این است كه تبعات این افزایش قیمت برای اقتصاد ایران چه خواهد بود؟ آیا همانند برخی از كشورها با بحران ارزی مواجه خواهیم شد یا خیر؟ آیا این نوسانات و روند افزایشی قیمت ارز، صرفا نوساناتی ناشی از هیجانات بوده و در روزهای آتی متوقف خواهد شد؟ یا نه، این افزایشها، منعكسكننده روند بلندمدت اقتصاد ایران است روندی كه طی سالیان گذشته، در دولتهای مختلف، به دلایل متعددی از تغییرات آن جلوگیری شده است.
افزایش قیمت ارز
از میانه شهریور ماه تاكنون قیمت ارز با افزایش قابل توجهی روبهرو شده است كه به عقیده برخی كارشناسان اقتصادی، اقتضای وضعیت بازار آن را رقم زده و برخی دیگر از كارشناسان چنین وضعیتی را نشانه بحران در اقتصاد دانسته و به دولت توصیه میكنند با توجه به اینكه هدایت بخش عمده بازار ارز با دولت است، برای جلوگیری از افزایش آن اقدامات لازم را انجام دهد.
این افزایش قیمت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد: افزایش تقاضای بخش حقیقی اقتصاد یا تقاضای احتیاطی و سفتهبازی در بازار (ورود به بازار ارز برای كسب سود ناشی از نوسانات قیمتی آن)، كاهش عرضه ارز كه این نیز منعكسكننده وضعیت تراز پرداخت اقتصاد است بطوری كه براساس آخرین آمار منتشر شده حساب جاری كشور با كسری مواجه بوده و این بدان معناست كه میزان صادرات غیر نفتی كمتر از میزان واردات بوده كه عرضه ارز در بازار را با كاهش مواجه كرده و به عاملی در جهت افزایش قیمت ارز تبدیل شده است. رشد پایه پولی و حجم پول، طی سالیان گذشته و عدم تعدیل تدریجی و متناسب ارز با آن نیز از مهمترین دلایل افزایش قیمت ارز است.
از طرفی به علت بالا بودن وابستگی ذخایر ارزی كشور به منابع نفتی، ورود ارز ناشی از صادرات آن، نقش بالایی در تعیین قیمت ارز در بازار داخلی دارد و دولت میتواند با كاهش و افزایش عرضه ارز خود بر قیمتها اثر بگذارد. بنابراین میتوان استدلال كرد كه انگیزههای سیاسی و سیاستگذاریهای دولت و مقامات پولی نیز از مهمترین دلایل افزایش قیمت ارز در ماههای گذشته و البته روزهای ابتدایی سال جدید بوده است.
آثار بلندمدت و كوتاهمدت قیمت ارز
جدای از اینكه علت اصلی این افزایش چه بوده است، سوال اساسیتر این است كه این افزایش قیمت یا به تعبیر دیگر، واقعیتر شدن قیمت ارز، چه آثاری بر اقتصاد ایران خواهد داشت؟
به عقیده برخی از كارشناسان اقتصادی افزایش نرخ ارز از طریق افزایش صادرات باعث رونق گرفتن تولیدات داخل میشود. با این افزایش، صادركننده بابت صادراتش ریال بیشتری دریافت میكند و در نتیجه انگیزه خواهد داشت تا با تولید بالاتر سود بیشتری به دست آورد. از طرفی این افزایش، هزینه قاچاق كالا را برای قاچاقچیان افزایش میدهد زیرا در این حالت باید ریال بیشتری بابت وارد كردن هر دلار كالا پرداخت كنند و درنتیجه برای كشوری همانند ایران كه بالغ بر ١٢ میلیارد دلار ارزش كالاهای قاچاق شده آن است، امری مثبت قلمداد میشود. البته بعضی كارشناسان این ادعا را رد كرده و معتقدند كه برای كاهش میزان كالای قاچاق راههای بهتری پیش روی دولت بوده و نرخ ارز اصلا راهحل بهینهای نیست زیرا در این حالت احتمال افزایش قاچاق كالاهای صادراتی نیز بیشتر میشود.
در مقابل برخی اقتصاددانان بیان میكنند كه افزایش صادرات نیازمند افزایش كیفیت كالاها و رقابتپذیری بین بنگاهها است نه افزایش نرخ ارز و چون تولیدكنندگان ما این ویژگیها را ندارند لذا نباید انتظار بالایی برای افزایش صادرات داشته باشیم. همانگونه كه نباید انتظار كاهش واردات را به علت افزایش نرخ ارز داشته باشیم زیرا بخش اعظمی از واردات ما كالاهای واسطهای و سرمایهای است. از طرفی تولیدات داخل نسبت به این كالاها از كشش قیمتی پایینی برخوردار هستند یعنی اینكه با افزایش قیمت میزان تقاضا برای این دست كالاها افزایش نمییابد در نتیجه با افزایش قیمت ارز، قیمت تولیدات داخلی افزایش یافته و لذا نتیجهای جز افزایش تورم داخلی را به همراه نخواهد داشت. افزایش تورم خود نیز افزایش نااطمینانی در اقتصاد را به دنبال خواهد داشت و این خود تبعات بدتری را نیز به دنبال دارد. اما بهراستی افزایش نرخ ارز و بهدنبال آن افزایش تقاضای سفتهبازی در این بازار صرفا در تبعات گفته شده بالا خلاصه میشود یا اینكه آثار دیگری نیز به همراه خواهد داشت؟
به رغم اینكه افزایش قیمت ارز در كوتاهمدت ممكن است به علت افزایش انتظارات تورمی و هزینههای تولید، سطح قیمتهای داخلی را به دنبال داشته باشد اما در بلندمدت میتواند سطح رقابتپذیری تولیدكنندگان داخلی را افزایش دهد و از این طریق با افزایش سطح تولید و اشتغال، بیكاری موجود را نیز كاهش یابد. در واقع افزایش قیمت ارز یا ایجاد حاشیه سود برای تولیدكننده، امكان افزایش مقیاس تولید را بیشتر میكند. در نگاه اول افزایش قیمت ارز یعنی اینكه حال بابت یك واحد ارز خارجی، ریال بیشتری پرداخت یا دریافت میكنیم. حال اگر از دید یك تولیدكننده به موضوع نگاه كنیم، افزایش قیمت ارز یعنی افزایش درآمد ریالی تولیدكنندگانی كه كالای خود را صادر میكنند یا افزایش هزینه تولیدكنندگانی كه بخشی از عوامل تولید خود را از خارج و از طریق واردات این نوع كالاها، تامین میكنند. بنابراین زمانی كه هزینه تمام شده برای تولیدكننده به علت بالاتر رفتن قیمت ارز بیشتر شود، در نگاه اول به علت افزایش هزینههایش، عایدی كمتری كسب خواهد كرد. اما این تنها مساله به وجود آمده نیست.
هزینههای تولیدكننده تابعی از نرخ تورم داخلی نیز است. از قیمت كارگر گرفته تا هزینه حمل و نقل و اجاره و... بنابراین افزایش هزینههای تولید تحتتاثیر قیمت ارز و سطح قیمتهای داخلی است. حال اگر فرض كنیم سطح قیمتهای داخلی، ثابت باشد و نرخ ارز یك درصد افزایش پیدا كند، به علت اینكه هزینههای تولیدكننده مجموع برآیند قیمتهای داخلی و قیمت ارز است، پس هزینههای تولیدكننده كمتر از یك درصد بیشتر میشود، ولی حال این تولیدكننده میتواند محصول خود را صادر كند و بابت این یك درصد افزایش قیمت، ریال بیشتری نیز كسب كند كه خالص عایدی افزایش قیمت ارز نیم درصد این افزایش خواهد بود. در واقع قیمت كالای خارجی بیشتر شده و قیمت كالای داخلی كمتر از آن خواهد بود. این حالت برای شرایطی كه نرخ تورم نیز افزایشی باشد ولی با نرخی پایینتر از قیمت ارز، نیز برقرار است یا افزایش قیمت ارز به علت ارزانتر شدن كالای داخلی نسبت به كالای خارجی، كالای داخلی از قدرت رقابتپذیری بالاتری نسبت به كالای خارجی برخوردار خواهد بود و وجود شرایط كسب سود و عایدی بالاتر، انگیزه افزایش تولید را بالاتر برده و با افزایش سرمایهگذاری، توان تولیدی و ثروتآفرینی كشور بیشتر خواهد شد و افزایش ثروت یعنی افزایش اشتغال و كاهش بیكاری.
البته مباحث گفته شده بالا به صورت ساده به تاثیرات قیمت ارز پرداخته است و میتوان از زوایای مختلف به آن موارد بسیاری را افزود. مسلما افزایش قیمت ارز، قیمت كالاهای وارداتی را افزایش خواهد داد و همانگونه كه آمارها نشان میدهد بخش اعظمی از واردات نیز كالاهای واسطهای و اساسی است. به طور مثال اگر قشر كمدرآمد جامعه و دهكهای پایین، مصرفكنندگان اصلی كالاهای اساسی باشند، افزایش قیمت این كالاها، فشار هزینهای بالایی را بر این خانوارها خواهد گذاشت. خانوارهایی كه بیش از هر طبقه دیگری نیازمند چترهای حمایتی دولت هستند. بنابراین در كنار این موضوع كه افزایش قیمت ارز باعث افزایش رقابتپذیری میشود باید به این نكته نیز اشاره كرد كه ممكن است وضعیت بعضی دهكهای پایین جامعه را بدتر كند. بنابراین شناسایی این قشر و افزایش حمایت از آن از مهمترین وظایفی است كه دولت باید در نظر داشته باشد.
آنچه در روزهای گذشته مورد نقد است، بحث نوسانات بالای قیمت ارز است. نادیده گرفتن شرایط حاكم بر بازار بازار و عدم كنترل انتظارات حاكم بر آن و همچنین ناتوانی در مدیریت آن، نتیجهای جز بحران ارزی به دنبال نخواهد داشت. به همین دلیل دولت و بانك مركزی باید مراقب روندهایی كه ممكن است زمینه را برای تكرار این نوع بحرانها فراهم كنند، باشد. دومین نكته اینكه افزایش نوسانات در بازارها به ویژه بازار ارز میتواند در كوتاهمدت اقتصاد را به ورطه ورشكستكی بكشاند. زیرا این نوسانات و افزایشهای یكباره هزینههای سنگینی را بر اقتصاد تحمیل میكند. بهطوری كه براساس مطالعات صورت گرفته، نوسانات غیرقابلپیشبینی تاثیر منفی بر مصرف خانوار و همچنین صادرات غیرنفتی كشور دارد. در واقع در این حالت مصرف كالای خارجی جانشین مصرف كالای داخلی خواهد شد. بنابراین بهرغم فواید تولیدی برای افزایش قیمت ارز، تا حد ممكن باید از نوسانات یكباره و ناگهانی آن جلوگیری كرد. زیرا براساس مطالعات گسترده، افزایش نوسانات غیرقابل پیشبینی قیمت ارز، با افزایش ریسك تصمیمگیری در اقتصاد، آثار كاهشی زیادی بر سطح رفاه مصرفكنندگان و همچنین تولیدكنندگان دارد.
بهترین روش برای مقابله با این نوسانات تغییر و تعدیل تدریجی نرخ ارز همراه با تغییر شرایط اقتصادی است. هر نرخ ارزی برای یك شرایط خاص اقتصادی بهینه است در نتیجه نرخ ارز امسال لزوما نرخ ارز بهینه سال دیگر نیست و همواره باید متناسب با وضعیت اقتصاد كشور تعدیل شود. زیرا تغییرات ناگهانی ارز خطر بحران ارزی را به دنبال خواهد داشت. لذا تا زمانی كه دولت و بانك مركزی راه درست سیاستگذاری را ندانند بحرانهای ارزی در كمین بوده و با یك خبر یا تلنگر بازار آشفته خواهد شد. اگر سیاستهای غیركارشناسانه از سوی نهاد سیاستگذار پیگیری شود، در آینده شاهد افزایش نااطمینانی بیشتر در اقتصاد خواهیم بودم كه همین افزایش نااطمینانی خود باعث كاهش سرمایهگذاریها در بلندمدت میشود زیرا سرمایهگذاران حاضر به تولید در فضای همراه با عدمقطعیت و نابسامان نیستند. امنیت یكی از مهمترین عواملی است كه رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار میدهد در نتیجه با اتخاذ سیاستهای ناگهانی و نادرست، با كاهش امنیت اقتصادی، رشد اقتصادی را كاهش خواهیم داد.
افزایش قیمت ارز در كوتاهمدت ممكن است به علت افزایش انتظارات تورمی و هزینههای تولید، سطح قیمتهای داخلی را به دنبال داشته باشد اما در بلندمدت میتواند سطح رقابتپذیری تولیدكنندگان داخلی را افزایش دهد و از این طریق با افزایش سطح تولید و اشتغال، بیكاری موجود را نیز كاهش یابد. در واقع افزایش قیمت ارز یا ایجاد حاشیه سود برای تولیدكننده، امكان افزایش مقیاس تولید را بیشتر میكند.
منبع: اعتماد
تقریبا از اسفندماه سال گذشته بود كه قیمت ارز در كانال افزایشی افتاد و در سال جدید نیز این افزایش قیمت، روند صعودی خود را ادامه داد و ارز آزاد به قیمتهای بالاتر از ٥ هزارتومان رسید؛ بازاری كه این روزها نوسانات زیادی به خود دیده است و به علت افزایش سطح نااطمینانی از سیاستگذاریهای حاكم بر این بازار و مشخص نبودن روند آینده آن، شاهد رفتارهای هیجانی در این بازار هستیم. حال سوال این است كه تبعات این افزایش قیمت برای اقتصاد ایران چه خواهد بود؟ آیا همانند برخی از كشورها با بحران ارزی مواجه خواهیم شد یا خیر؟ آیا این نوسانات و روند افزایشی قیمت ارز، صرفا نوساناتی ناشی از هیجانات بوده و در روزهای آتی متوقف خواهد شد؟ یا نه، این افزایشها، منعكسكننده روند بلندمدت اقتصاد ایران است روندی كه طی سالیان گذشته، در دولتهای مختلف، به دلایل متعددی از تغییرات آن جلوگیری شده است.
افزایش قیمت ارز
از میانه شهریور ماه تاكنون قیمت ارز با افزایش قابل توجهی روبهرو شده است كه به عقیده برخی كارشناسان اقتصادی، اقتضای وضعیت بازار آن را رقم زده و برخی دیگر از كارشناسان چنین وضعیتی را نشانه بحران در اقتصاد دانسته و به دولت توصیه میكنند با توجه به اینكه هدایت بخش عمده بازار ارز با دولت است، برای جلوگیری از افزایش آن اقدامات لازم را انجام دهد.
این افزایش قیمت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد: افزایش تقاضای بخش حقیقی اقتصاد یا تقاضای احتیاطی و سفتهبازی در بازار (ورود به بازار ارز برای كسب سود ناشی از نوسانات قیمتی آن)، كاهش عرضه ارز كه این نیز منعكسكننده وضعیت تراز پرداخت اقتصاد است بطوری كه براساس آخرین آمار منتشر شده حساب جاری كشور با كسری مواجه بوده و این بدان معناست كه میزان صادرات غیر نفتی كمتر از میزان واردات بوده كه عرضه ارز در بازار را با كاهش مواجه كرده و به عاملی در جهت افزایش قیمت ارز تبدیل شده است. رشد پایه پولی و حجم پول، طی سالیان گذشته و عدم تعدیل تدریجی و متناسب ارز با آن نیز از مهمترین دلایل افزایش قیمت ارز است.
از طرفی به علت بالا بودن وابستگی ذخایر ارزی كشور به منابع نفتی، ورود ارز ناشی از صادرات آن، نقش بالایی در تعیین قیمت ارز در بازار داخلی دارد و دولت میتواند با كاهش و افزایش عرضه ارز خود بر قیمتها اثر بگذارد. بنابراین میتوان استدلال كرد كه انگیزههای سیاسی و سیاستگذاریهای دولت و مقامات پولی نیز از مهمترین دلایل افزایش قیمت ارز در ماههای گذشته و البته روزهای ابتدایی سال جدید بوده است.
آثار بلندمدت و كوتاهمدت قیمت ارز
جدای از اینكه علت اصلی این افزایش چه بوده است، سوال اساسیتر این است كه این افزایش قیمت یا به تعبیر دیگر، واقعیتر شدن قیمت ارز، چه آثاری بر اقتصاد ایران خواهد داشت؟
به عقیده برخی از كارشناسان اقتصادی افزایش نرخ ارز از طریق افزایش صادرات باعث رونق گرفتن تولیدات داخل میشود. با این افزایش، صادركننده بابت صادراتش ریال بیشتری دریافت میكند و در نتیجه انگیزه خواهد داشت تا با تولید بالاتر سود بیشتری به دست آورد. از طرفی این افزایش، هزینه قاچاق كالا را برای قاچاقچیان افزایش میدهد زیرا در این حالت باید ریال بیشتری بابت وارد كردن هر دلار كالا پرداخت كنند و درنتیجه برای كشوری همانند ایران كه بالغ بر ١٢ میلیارد دلار ارزش كالاهای قاچاق شده آن است، امری مثبت قلمداد میشود. البته بعضی كارشناسان این ادعا را رد كرده و معتقدند كه برای كاهش میزان كالای قاچاق راههای بهتری پیش روی دولت بوده و نرخ ارز اصلا راهحل بهینهای نیست زیرا در این حالت احتمال افزایش قاچاق كالاهای صادراتی نیز بیشتر میشود.
در مقابل برخی اقتصاددانان بیان میكنند كه افزایش صادرات نیازمند افزایش كیفیت كالاها و رقابتپذیری بین بنگاهها است نه افزایش نرخ ارز و چون تولیدكنندگان ما این ویژگیها را ندارند لذا نباید انتظار بالایی برای افزایش صادرات داشته باشیم. همانگونه كه نباید انتظار كاهش واردات را به علت افزایش نرخ ارز داشته باشیم زیرا بخش اعظمی از واردات ما كالاهای واسطهای و سرمایهای است. از طرفی تولیدات داخل نسبت به این كالاها از كشش قیمتی پایینی برخوردار هستند یعنی اینكه با افزایش قیمت میزان تقاضا برای این دست كالاها افزایش نمییابد در نتیجه با افزایش قیمت ارز، قیمت تولیدات داخلی افزایش یافته و لذا نتیجهای جز افزایش تورم داخلی را به همراه نخواهد داشت. افزایش تورم خود نیز افزایش نااطمینانی در اقتصاد را به دنبال خواهد داشت و این خود تبعات بدتری را نیز به دنبال دارد. اما بهراستی افزایش نرخ ارز و بهدنبال آن افزایش تقاضای سفتهبازی در این بازار صرفا در تبعات گفته شده بالا خلاصه میشود یا اینكه آثار دیگری نیز به همراه خواهد داشت؟
به رغم اینكه افزایش قیمت ارز در كوتاهمدت ممكن است به علت افزایش انتظارات تورمی و هزینههای تولید، سطح قیمتهای داخلی را به دنبال داشته باشد اما در بلندمدت میتواند سطح رقابتپذیری تولیدكنندگان داخلی را افزایش دهد و از این طریق با افزایش سطح تولید و اشتغال، بیكاری موجود را نیز كاهش یابد. در واقع افزایش قیمت ارز یا ایجاد حاشیه سود برای تولیدكننده، امكان افزایش مقیاس تولید را بیشتر میكند. در نگاه اول افزایش قیمت ارز یعنی اینكه حال بابت یك واحد ارز خارجی، ریال بیشتری پرداخت یا دریافت میكنیم. حال اگر از دید یك تولیدكننده به موضوع نگاه كنیم، افزایش قیمت ارز یعنی افزایش درآمد ریالی تولیدكنندگانی كه كالای خود را صادر میكنند یا افزایش هزینه تولیدكنندگانی كه بخشی از عوامل تولید خود را از خارج و از طریق واردات این نوع كالاها، تامین میكنند. بنابراین زمانی كه هزینه تمام شده برای تولیدكننده به علت بالاتر رفتن قیمت ارز بیشتر شود، در نگاه اول به علت افزایش هزینههایش، عایدی كمتری كسب خواهد كرد. اما این تنها مساله به وجود آمده نیست.
هزینههای تولیدكننده تابعی از نرخ تورم داخلی نیز است. از قیمت كارگر گرفته تا هزینه حمل و نقل و اجاره و... بنابراین افزایش هزینههای تولید تحتتاثیر قیمت ارز و سطح قیمتهای داخلی است. حال اگر فرض كنیم سطح قیمتهای داخلی، ثابت باشد و نرخ ارز یك درصد افزایش پیدا كند، به علت اینكه هزینههای تولیدكننده مجموع برآیند قیمتهای داخلی و قیمت ارز است، پس هزینههای تولیدكننده كمتر از یك درصد بیشتر میشود، ولی حال این تولیدكننده میتواند محصول خود را صادر كند و بابت این یك درصد افزایش قیمت، ریال بیشتری نیز كسب كند كه خالص عایدی افزایش قیمت ارز نیم درصد این افزایش خواهد بود. در واقع قیمت كالای خارجی بیشتر شده و قیمت كالای داخلی كمتر از آن خواهد بود. این حالت برای شرایطی كه نرخ تورم نیز افزایشی باشد ولی با نرخی پایینتر از قیمت ارز، نیز برقرار است یا افزایش قیمت ارز به علت ارزانتر شدن كالای داخلی نسبت به كالای خارجی، كالای داخلی از قدرت رقابتپذیری بالاتری نسبت به كالای خارجی برخوردار خواهد بود و وجود شرایط كسب سود و عایدی بالاتر، انگیزه افزایش تولید را بالاتر برده و با افزایش سرمایهگذاری، توان تولیدی و ثروتآفرینی كشور بیشتر خواهد شد و افزایش ثروت یعنی افزایش اشتغال و كاهش بیكاری.
البته مباحث گفته شده بالا به صورت ساده به تاثیرات قیمت ارز پرداخته است و میتوان از زوایای مختلف به آن موارد بسیاری را افزود. مسلما افزایش قیمت ارز، قیمت كالاهای وارداتی را افزایش خواهد داد و همانگونه كه آمارها نشان میدهد بخش اعظمی از واردات نیز كالاهای واسطهای و اساسی است. به طور مثال اگر قشر كمدرآمد جامعه و دهكهای پایین، مصرفكنندگان اصلی كالاهای اساسی باشند، افزایش قیمت این كالاها، فشار هزینهای بالایی را بر این خانوارها خواهد گذاشت. خانوارهایی كه بیش از هر طبقه دیگری نیازمند چترهای حمایتی دولت هستند. بنابراین در كنار این موضوع كه افزایش قیمت ارز باعث افزایش رقابتپذیری میشود باید به این نكته نیز اشاره كرد كه ممكن است وضعیت بعضی دهكهای پایین جامعه را بدتر كند. بنابراین شناسایی این قشر و افزایش حمایت از آن از مهمترین وظایفی است كه دولت باید در نظر داشته باشد.
آنچه در روزهای گذشته مورد نقد است، بحث نوسانات بالای قیمت ارز است. نادیده گرفتن شرایط حاكم بر بازار بازار و عدم كنترل انتظارات حاكم بر آن و همچنین ناتوانی در مدیریت آن، نتیجهای جز بحران ارزی به دنبال نخواهد داشت. به همین دلیل دولت و بانك مركزی باید مراقب روندهایی كه ممكن است زمینه را برای تكرار این نوع بحرانها فراهم كنند، باشد. دومین نكته اینكه افزایش نوسانات در بازارها به ویژه بازار ارز میتواند در كوتاهمدت اقتصاد را به ورطه ورشكستكی بكشاند. زیرا این نوسانات و افزایشهای یكباره هزینههای سنگینی را بر اقتصاد تحمیل میكند. بهطوری كه براساس مطالعات صورت گرفته، نوسانات غیرقابلپیشبینی تاثیر منفی بر مصرف خانوار و همچنین صادرات غیرنفتی كشور دارد. در واقع در این حالت مصرف كالای خارجی جانشین مصرف كالای داخلی خواهد شد. بنابراین بهرغم فواید تولیدی برای افزایش قیمت ارز، تا حد ممكن باید از نوسانات یكباره و ناگهانی آن جلوگیری كرد. زیرا براساس مطالعات گسترده، افزایش نوسانات غیرقابل پیشبینی قیمت ارز، با افزایش ریسك تصمیمگیری در اقتصاد، آثار كاهشی زیادی بر سطح رفاه مصرفكنندگان و همچنین تولیدكنندگان دارد.
بهترین روش برای مقابله با این نوسانات تغییر و تعدیل تدریجی نرخ ارز همراه با تغییر شرایط اقتصادی است. هر نرخ ارزی برای یك شرایط خاص اقتصادی بهینه است در نتیجه نرخ ارز امسال لزوما نرخ ارز بهینه سال دیگر نیست و همواره باید متناسب با وضعیت اقتصاد كشور تعدیل شود. زیرا تغییرات ناگهانی ارز خطر بحران ارزی را به دنبال خواهد داشت. لذا تا زمانی كه دولت و بانك مركزی راه درست سیاستگذاری را ندانند بحرانهای ارزی در كمین بوده و با یك خبر یا تلنگر بازار آشفته خواهد شد. اگر سیاستهای غیركارشناسانه از سوی نهاد سیاستگذار پیگیری شود، در آینده شاهد افزایش نااطمینانی بیشتر در اقتصاد خواهیم بودم كه همین افزایش نااطمینانی خود باعث كاهش سرمایهگذاریها در بلندمدت میشود زیرا سرمایهگذاران حاضر به تولید در فضای همراه با عدمقطعیت و نابسامان نیستند. امنیت یكی از مهمترین عواملی است كه رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار میدهد در نتیجه با اتخاذ سیاستهای ناگهانی و نادرست، با كاهش امنیت اقتصادی، رشد اقتصادی را كاهش خواهیم داد.
افزایش قیمت ارز در كوتاهمدت ممكن است به علت افزایش انتظارات تورمی و هزینههای تولید، سطح قیمتهای داخلی را به دنبال داشته باشد اما در بلندمدت میتواند سطح رقابتپذیری تولیدكنندگان داخلی را افزایش دهد و از این طریق با افزایش سطح تولید و اشتغال، بیكاری موجود را نیز كاهش یابد. در واقع افزایش قیمت ارز یا ایجاد حاشیه سود برای تولیدكننده، امكان افزایش مقیاس تولید را بیشتر میكند.
منبع: اعتماد
نظرات کاربران
آخرین اخبار اقتصادی




