صف‌های طولانی در مقابل صرافی‌ها نشانه چیست؟

صف‌های طولانی در مقابل صرافی‌ها نشانه چیست؟
Facebook Twitter LinkedIn

۱۰:۲۱ | ۱۳۹۶/۱۲/۱۷

بانکداری ایده‌ال:روزنامه اعتماد نوشت: با وجود تصویب بسته بانك مركزی كه در جهت ساماندهی بازار پول و ارز كشور تهیه شده، همچنان صف‌های شلوغ مقابل صرافی‌ها مشاهده می‌شود. بانك مركزی مدعی است استقبال از مصوبه این سیاستگذار پولی چشمگیر بوده اما هنگامی كه صف‌های مقابل صرافی‌ها مشاهده می‌شود، می‌توان به نتایج دیگری هم دست یافت.
به گزارش بانکداری ایده ‌ال:با وجود تصویب بسته بانك مركزی كه در جهت ساماندهی بازار پول و ارز كشور تهیه شده، همچنان صف‌های شلوغ مقابل صرافی‌ها مشاهده می‌شود. بانك مركزی مدعی است استقبال از مصوبه این سیاستگذار پولی چشمگیر بوده اما هنگامی كه صف‌های مقابل صرافی‌ها مشاهده می‌شود، می‌توان به نتایج دیگری هم دست یافت. تغییر ارز مرجع كشور از دلار به یورو هر چند در جهت تسهیل نقل و انتقالات و مقابله با طرح‌های كاخ سفید در دستور قرار گرفته ولی همین مساله هم نتوانسته جذابیت دلار را برای مشتریانش در ایران از بین ببرد.

این میان نباید تقاضای سال نو را هم نادیده گرفت و فراموش كرد به هر روی تقاضای فصلی در این بازه زمانی افزایش می‌یابد. با این وجود به نظر می‌رسد همچنان بازار ارز جذابیت‌های خود را حفظ كرده است. در كنار این توضیحات سوال اساسی كه می‌توان پرسید این است كه دلیل اصلی شكل‌گیری این صف‌های طولانی چیست؟ یعنی تقاضای احتیاطی آنقدر بالا است كه مردم را اول صبح پای صرافی‌ها می‌كشاند؟ یا نه انتظارات از آینده باعث شده تا مردم به خیابان‌های بیایند و هزینه‌های ناشی از نااطمینانی آینده را با خرید و فروش ارز كاهش دهند؟

برای جواب دادن به این سوالات و پیدا كردن دلایل اصلی لازم نیست خیلی خود را در عوامل خیالی و گاه‌ واهی گم كنیم.

قیمت امروز ارز ناشی از تعاملات بازیگران اقتصادی است كه در پی كسب سود خود هستند یا از عایدی تغییرات ارز یا برای كاهش هزینه‌های ریسك‌های ناشی از نااطمینانی كه نسبت به آینده بازار و سیاست‌های مورد انتظار دارند و اینكه دولت نتوانسته است سیاست‌های درست را پیش بگیرد دلیل بر این نیست كه این بازیگران را از پیگیری منافع خود منع كند.

شرایط امروز بازار ارز بسیار طبیعی است زیرا شرایط اقتصاد ایران این وضعیت را رقم زده است. در كشورهایی كه در آنها بانك مركزی از نرخ ارز ثابتی حمایت می‌كند، ابزارهای دولت و بانك مركزی برای دفاع از نرخ مورد نظر محدود است. ممكن است كه منابع بانك مركزی برای جلوگیری از كاهش ارزش پول ملی به دلیل كسری مزمن تراز پرداخت‌ها از كفایت لازم برخوردار نبوده و دولت نیز جهت استقراض از خارج با محدودیت مواجه باشد. بنابراین بحران زمانی اتفاق می‌افتد كه دولت و بانك مركزی با افزایش تقاضای ارز مواجه شده ولی توانایی لازم برای پاسخگویی به این افزایش تقاضا را ندارد. در این شرایط و پیش از تخلیه ذخایر ارزی، سوداگران این كمبود منابع را پیش‌بینی كرده و با ورود خود به بازار ارز، ذخایر باقیمانده را از آن خود می‌كنند. به عقیده كارشناسان اقتصادی، بحران ارزی پیامد طبیعی رفتار عقلایی و حداكثركننده سود سفته‌بازان و سرمایه‌گذاران در بازار ارز و به‌شدت متاثر از انتظارات آنان است، زیرا این گروه با تغییر در انتظارات خود تركیب سبد دارایی خود را تغییر داده، یعنی اینكه سهم ارز داخلی را در سبد دارایی خود كاهش داده و ارز خارجی را جایگزین آن می‌كنند. این كار به این خاطر است كه بازدهی انتظاری نگهداری ارزهای خارجی به دلیل پیش‌بینی افزایش قیمت ارز تثبیت شده افزایش یافته و سبب جذاب شدن نگهداری ارز می‌شود. دراین شرایط دولت و بانك مركزی دیگر قادر به دفاع از نرخ ارز تثبیت شده نخواهند بود. در واقع دخالت‌های نادرست دولت و نهاد سیاستگذاری در بازارها به ویژه بازار ارز، قیمتی را بر این بازار تحمیل كرده است و به جای اینكه نشان‌دهنده شرایط موجود اقتصاد ایران باشد، متاثر از نگرانی مسوولان نسبت به قیمت تعادلی است. در واقع نگرانی و كدورت از افزایش قیمت‌ها در این بازار باعث شده كه بانك مركزی در جهت كاهش بیش ‌از حد قیمت ارز، عرضه خود را به این بازار را افزایش دهد و درنتیجه باعث ورود سوداگران به بازار ارز شود.

زمانی كه سفته بازان متوجه این امر می‌شوند كه قیمت موجود حاكم بر بازار ارز چیزی كمتر از میزانی است كه منابع موجود بانك مركزی و عرضه و تقاضای بازار می‌توانند رقم بزنند، به بازار ورود كرده و با خرید ارز و انتظار افزایش قیمت آن در آینده از این آشفته بازار سودی كسب كنند. بنابراین طبیعی است كه با ورود سفته بازار به بازار ارز و افزایش تقاضا در این بازار، شاهد افزایش قیمت‌ها باشیم.

اربیتراژ حاكم بر بازار و استفاده سفته بازان از این ابزار نیز آنقدر قیمت‌ها را بالا و پایین خواهد كرد كه حداكثر سود خود را از این اختلاف قیمت به دست آورند. وجود نرخ‌های چندگانه در بازار ارز نیز خود مولد تولید رانت و فساد هرچه بیشتر است. تلاش نهاد سیاستگذار جهت پایین نگه داشتن نرخ ارز نتیجه‌ای جز تشكیل صف‌های طولانی جلوی صرافی‌های عرضه‌كننده ارز ندارد.

در واقع عرضه ارز در نرخی پایین‌تر از سطح تعادلی در نهایت موجب ایجاد هیجانی تازه در سمت تقاضا می‌شود و ثبات شكننده كنونی بازار را بر هم می‌زند. زیرا بازیگران بازار ارز انتظار افزایش قیمت‌ها در آینده را خواهند داشت و درنتیجه هم‌اكنون به بازار ارز وارد شده و با خرید خود افزایش نرخ ارز را محقق می‌كنند.

در اینجاست كه نقش مهم انتظارات را به خوبی می‌توان مشاهده كرد. اعلام ممنوع ثبت سفارش توسط نهاد سیاستگذار پولی، اثری جز تحریك انتظارت نخواهد داشت. این خبر این حس را به جامعه منتقل می‌كنند كه ذخایر ارزی بانك مركزی خالی است وتوان مدیریت نرخ ارز تحلیل رفته است. یعنی رساندن این سیگنال به جامعه كه در شرایط كنونی تهیه و تامین منابع دلاری برای بانك مركزی مشكل است؛ با این تفاسیر به نظر می‌رسد اعلام اینكه تجارت خارجی كشور را كم‌كم به سمت یورو انگلیس، ین ژاپن و… ببریم نیز در همین راستا است.

آنچه بدیهی به نظر می‌رسد این است كه اگر در زمینه تامین منابع دلاری محدودیت نداشتیم با توجه به ریسك پایین نگهداری این واحد پولی و كم بودن هزینه تبدیل آن به سایر واحدهای پولی، دلار بهترین گزینه ممكن برای تجارت و مبادلات‌مان با دیگر كشور‌ها است. اما وجود محدودیت این حس را به تقاضا‌كنندگان منتقل می‌كند كه آینده بازار دلار نامطمئن است و درنتیجه تقاضا‌كنندگان دلار برای اینكه در آینده دچار مشكل نشوند ترجیح می‌دهند كه با خرید و فروش دلار ریسك و هزینه‌های نااطمینانی آینده را برای خود كاهش دهند. البته انگیزه كسب سود از این انتظارات نخستین عكس‌العملی خواهد بود كه می‌توان در این بازار مشاهده كرد. افزایش تقاضا برای مسافرت‌های آینده، افزایش تقاضای واردات به علت ایام عید و بسیاری دیگر از عوامل می‌توانند باعث افزایش قیمت ارز شوند ولی این روند در سالیان گذشته نیز بر اقتصاد ایران حاكم بوده است و لذا مدیریت درست بر این بازار همیشه حیاتی به نظر می‌رسد و مدیریت درست نیازمند به كارگیری سیاست‌های درست است.

بازار امروز ارز نتیجه سیاست‌های غلطی است كه نهاد سیاستگذار پولی در سالیان گذشته پیش گرفته و با دخالت‌های نادرست خود و درجهت بعضی منافع دیگر به دستكاری بازار پرداخته است. باید به خرد جامعه و كاركرد بازار و تعاملات بازیگران اقتصادی و انگیزه‌های آنان احترام گذاشت و با درنظر گرفتن آنها، ابزارهای صحیح را درجهت اعمال سیاست‌های درست به كاربرد.

افزایش نرخ ارز در بازار آزاد در كنار چشم‌انداز منفی از آینده تحریم، محدودیت درآمدهای ارزی و ذخایر ارزی كشور، گسترش فضای رانت در پی فاصله گرفتن نرخ بازار از نرخ رسمی ارز، اقتصاد را به سمت یك بحران ارزی هدایت می‌كند، افزایش فشارهای تورمی و كمرنگ شدن تاثیرگذاری اظهارنظرات مقامات مسوول بر انتظارات فعالان نیز در این مورد تاثیرگذار هستند. می‌توان گفت كه شرایط موجود نیز بسیار متفاوت از دوره‌های قبل نیست. پایین بودن بازدهی طرح‌های تولیدی و در نتیجه كاهش سرمایه‌گذاری‌ها به علت فضای نامناسب كسب و كار، پایین بودن نرخ سود بانكی و همچنین ركود در بخش ساختمان و كافی نبودن منابع دولت در عرضه ارز، انتظارات فعالین اقتصادی از كسب سود بالا ناشی از افزایش قیمت ارز باعث شده تا منابع به سمت بازار ارز روانه شوند و در نتیجه شاهد افزایش قیمت در بازار ارز باشیم و متاسفانه همانند دهه‌ای گذشته سیاستگذاران همواره بدون دانش كافی از شرایط حاكم بر اقتصاد تصمیم گرفته‌اند و درنهایت به وجود آمدن شرایط بد را جدای از تصمیمات خود دانسته و در راستای یافتن مقصرین این اجازه را به خود داده كه دست به دخالت در بازار بزنند و با نفی آزادی دیگران بر بیشتر شدن بحران‌های موجود دامن بزنند. لذا تا زمانی كه دولت و بانك مركزی راه درست سیاستگذاری را ندانند بحران‌های ارزی و به دنبال آن تورم همواره در كمین بوده و با یك خبر یا تلنگر بازار آشفته خواهد شد.

برچسب ها:

صرافی ،دلار 

نظرات کاربران
security code
اخبار مرتبط