دلار‌های انباشته شده در پستوی خانه‌ ایرانیان!

دلار‌های انباشته شده در پستوی خانه‌ ایرانیان!
Facebook Twitter LinkedIn

۱۰:۰۴ | ۱۳۹۶/۱۱/۱۰

بانکداری ایده‌ال:نوسانات ارز؛ مشكلی كه در بازه‌های مختلف زمانی اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار می‌دهد و معمولا هر‌چند سال با تلاطم قیمت‌ها بخش مهمی از اقتصاد را از آینده خود نگران می‌كند. اكنون در مورد بازار ارز به نظر نمی‌رسد حتی در صورت تك‌نرخی شدن تعیین قیمت ارز، مشكلات این بخش به اتمام برسد.
به گزارش بانکداری ایده ‌ال:
نوسانات ارز؛ مشكلی كه در بازه‌های مختلف زمانی اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار می‌دهد و معمولا هر‌چند سال با تلاطم قیمت‌ها بخش مهمی از اقتصاد را از آینده خود نگران می‌كند. اكنون در مورد بازار ارز به نظر نمی‌رسد حتی در صورت تك‌نرخی شدن تعیین قیمت ارز، مشكلات این بخش به اتمام برسد.

بازار ارز در حال حاضر تبدیل به بازاری جذاب برای افرادی با درآمد كم شده است، این در حالی است كه بازار ارز چندان قابل اعتماد نیست. عمق دادن به این بازار می‌تواند توانایی آن را برای كنترل بیشتر بر قیمت در دوران نوسان بالاتر ببرد اما این افزایش عمق نیازمند ورود سرمایه‌های بیشتری به بازار ارز است؛ بازاری كه برای جذب این حجم از سرمایه باید خود را با مكانیسم‌هایی مدرن‌تر بازآرایی كند. ایجاد بازار آتی یكی از این راهكارها است. ورود سرمایه‌های جدید به بازار ارز هر چند به عمیق‌تر شدن بازار منجر می‌شود اما نگرانی‌ها را برای سرازیر شدن سرمایه‌ها به بازار مالی و خالی ماندن دست تولید را افزایش می‌دهد. با این وجود مدافعان آزادسازی اقتصادی این نگرانی را بی‌دلیل می‌دانند چرا كه باور دارند وظیفه بازار ارز نه ایجاد اشتغال بلكه تعیین قیمت ارز است. دكتر رضا بوستانی، اقتصاددان و كارشناس حوزه بازار پولی و ارزی، در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن مطرح كردن بحث «عمق دادن» به بازار ارز، این را مهم‌ترین راهكار برای خروج از وضعیت فعلی بازار ارز دانست و خواهان حضور گسترده‌تر نهادهای مالی در این بازار شد.

چرا مشكلات بازار ارز در اقتصاد ایران همواره ادامه دارد؟ آیا برای مشكلات این بخش راه‌حلی وجود دارد؟

به هر حال در كشوری كه نرخ تورم در اقتصاد آن همواره بالا و دو‌رقمی است، خطر كاهش دایمی ارزش پول ملی وجود دارد و نیاز است تا ساختار بازرا ارز آن اصلاح شود. به بیان دیگر تورم همیشگی اقتصاد ایران سبب می‌شود ارزش پول ملی ایران در قبال پول‌های دیگر كشورها كاسته شود و از آن‌جایی كه دولت ایران كنترل نرخ ارز را یكی از وظایف خود می‌داند، در كوتاه‌مدت می‌تواند افزایش تدریجی و اندك فصلی را كنترل كند اما در میان‌مدت انباشت این عدم افزایش‌ها، موجی از تورم را پدید می‌آورد. به نوعی می‌توان گفت حباب قیمت می‌تركد.

این میان باید توجه داشت علاوه بر مشكلاتی كه همیشه به عنوان نقاط ضعف بازار ارز ایران از آنها یاد می‌شود، كم عمقی بازار نیز به اندازه خود مشكل‌ساز است. بازار ایران به دلیل كنترلی كه بر آن حاكم است همواره تقاضایی محدود را پاسخ می‌دهد و با ورود كمی تقاضای پیش‌بینی نشده ناگهان وضعیت قیمت‌ها به هم می‌ریزد. این تقاضا از هر سویی كه باشد هم تفاوتی ندارد و به راحتی بازار را ملتهب می‌‌كنند.

در نتیجه می‌توانیم بازار ارز ایران را یك بازار كوچك، غیر شفاف و با ابزارهای محدودی دانست كه بعید است كشوری دیگر در جهان وجود داشته باشد كه با ابعاد اقتصادی مانند ایران چنین بازار ارز ناكارآمدی داشته باشد و به همین دلیل سیاستگذار باید در ایران به فكر آینده این بازار باشد. اقتصاد ایران، هجدهمین اقتصاد بزرگ جهان است ولی بازار ارز آن نحیف‌تر از آن است كه بتواند بار چنین اقتصادی را به دوش بكشد.

گفتید بازار ارز ایران به راحتی دچار نوسان می‌شود، اما این به چه معنا است؟

به طور مثال كافی است یكی از بخش‌های پتروشیمی برای مدتی دچار مشكل شود و نتواند ارز همیشگی را به بازار عرضه كند، همین می‌تواند یك نوسان شدید ایجاد كند. در صورتی كه قیمت نفت كاهش یابد یا به هر شكل دیگری نیز این اتفاق بیفتد، باز هم بازار با التهاب مواجه خواهد شد.

فرض كنید در بازار كنونی یك صادر‌كننده بخواهد ١٠٠ هزار دلار را به ریال تبدیل كند، با نقد شدن همین رقم من مطمئنم قیمت دلار در بازار تهران كمتر می‌شود. در مقابل اگر یك وارد‌كننده بخواهد برای تكمیل خط تولید یا واردات مواد اولیه خود ١٠٠ هزار دلار ارز تهیه كند هم قطعا قیمت دلار را بالا برده است. درنتیجه یك فعال اقتصادی هم به عنوان صادركننده و هم به عنوان وارد‌كننده، از این بازار لطمه می‌بیند. طبیعی است كه دلیل متاثر بودن بازار ارز نیز عمق كم این بازار است.

در هر حال بازار ارز ذاتا بازار دارایی است و با افزایش بازیگران آن می‌توانند نوسانات را مدیریت كنند. برای این امر می‌توان از منابعی مانند صندوق‌های بازنشستگی، سرمایه‌گذاری و نهادهای مالی دیگر استفاده كرد تا بازی را عوض كنند.

صندوق‌های سرمایه‌گذاری و نهادهایی مشابه با آن می‌توانند در شرایطی كه قیمت ارز ارزان است، آن را بخرند و هر گاه قیمت بالا رفت اقدام به فروش آن كنند؛ با این روش نه تنها آنها می‌توانند دارایی‌های خود را حفظ كنند بلكه می‌توانند در مقابل بازار ارز و نوسانات آن را نیز كنترل كنند. البته از آنجایی كه طبق قانون بانك مركزی بانك‌ها را از ورود به این عرصه باز می‌دارد، بانك‌ها طبیعتا در این پروسه جایی نخواهند داشت.

به نظر شما با ورود منابع هنگفتی مانند صندوق‌های بازنشتگی به بازار، قیمت ارز افزایش نخواهد یافت؟

این تصور عمومی وجود دارد و به یك معنا درست است كه با ورود تقاضای بیشتر به بازار قیمت‌ها بالا می‌روند اما باید مدنظر داشت این افزایش تنها در یك دوره آغازی این پروسه روی خواهد داد و پس از آن با توجه به عمقی كه بازار پیدا كرده است، دیگر نوسان‌های مقطعی نمی‌توانند هر بار كل بازار ارز را متاثر كنند. به هر حال برای عمق دادن به یك بازار باید منابع آن بازار نیز افزایش پیدا كند تا بتوانند خود را در مقابل تكانه‌های گاه و بیگاه محافظت كنند.

با این همه منابع كشور محدود است و ورود این منابع به بازاری مانند بازار ارز به تقویت تولید در كشور یاری نمی‌رساند حال آنكه اگر این منابع در بخش تولید سرمایه‌گذاری شوند، می‌توانند به افزایش اشتغال و رفع یك‌سری مشكلات منجر شود، در این مورد چه باید كرد؟

ببینید نمی‌شود به راحتی همه این مسائل را به یكدیگر مرتبط كرد و مثلا از بازار ارز خواست كه اشتغال ایجاد كند. بازار ارز قرار نیست اشتغال ایجاد كند ولی همه بخش‌های اقتصاد نباید شغل ایجاد كنند، این بازار اگر خود را به درستی مدیریت كند نهایتا به بهبود وضعیت اقتصادی كشور و متعاقب آن اشتغال هم منجر خواهد شد. علاوه بر این اساسا قرار نیست همه بازارها در خدمت یك هدف واحد قرار داده شوند. وظیفه هر بازار انضباط بخشیدن به حوزه خود است و بازار ارز هم باید قیمت ارز را تعیین كند. ارز قبل از هر چیز یك دارایی است و نمی‌توان افراد را از خریدن یك دارایی باز داشت. بازار ارز اگر خودش درست كار كند و سیگنال درستی به كل اقتصاد بدهد، آن گاه در بخش‌های دیگر اشتغال هم ایجاد می‌شود.

به هر حال بهتر نیست به جای آنكه افراد را به سمت سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی مانند بازار ارز برد، شرایطی را فراهم آورد كه حتی سرمایه‌گذاری‌های خرد نیز در بخش تولید انجام شود.

چرا اما وقتی دارایی افراد بسیار كم است و عرصه‌های دیگری برای سرمایه‌گذاری مشخص نشده است، بازار ارز جذاب خواهد بود. مادامی‌كه قدرت خرید مردم كم باشد، ‌بازار ارز رونق دارد. از سوی دیگر باید تولید جذابیت و سودآوری كافی را هم داشته باشد تا سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در آن بخش علاقه‌مند شوند. بازار فعلی بیشتر تحت تاثیر ورود سرمایه‌هایی كمتر از ١٠٠ میلیون تومان است، یعنی سرمایه‌هایی وارد بازار شدند كه حتی با آن نمی‌توان یك واحد مسكونی تهیه كرد. بازار سرمایه نیز نیازمند یك تخصص خاص است در نتیجه بازار ارز، تبدیل به بازاری می‌شود كه سرمایه‌ها به سمت آن سرازیر شوند.

نبود بازار آتی به عنوان یكی از ضعف‌های بازار ارز در ایران مطرح شود. در همین رابطه گفته می‌شود اگر بازار آتی وجود داشت اكنون وضعیت اقتصاد كشور بهتر بود و بازار نیز با مكانیسم مدرن‌تری اداره می‌شد. در این مورد می‌توان بازار آتی را هم به عنوان ابزاری برای عمق بخشیدن به بازار در نظر گرفت؟

ببینید در بازار ارز ما ابزارها هم محدود هستند. در حال ما یك بازار كوچك اسكناس داریم كه ناكارآمد بودن خود را به طور كامل نشان داده است. هر كس وارد بازار ارز می‌شود تنها متقاضی دلار آن هم به شكل اسكناس و فیزیكی آن است و دلار خریداری شده را به خانه خود می‌برد. رفتاری كه بسیاری از اقتصاددانان آن را به رفتار كلاغ شبیه می‌دانند كه دارایی‌های با ارزش خود را در لانه خود نگه می‌دارد. این بدترین بلایی است كه در یك اقتصاد می‌تواند بر سر یك دارایی بیاید؛ حتی كسی كه برای سرمایه‌گذاری ملك می‌خرد هم آن را خالی نمی‌گذارد و حداقل آن را اجاره می‌دهد. در نتیجه ابزارهای فعلی بازار ارز ایران به‌شدت ناكارآمد هستند.

حال فرض كنید ابزاری طراحی شود مانند بازار آتی كه هر فرد بدون اینكه دلار را به كل اسكناس بخرد، براساس قیمت روز این دارایی را بخرد و بفروشد و نیازی به اسكناس هم نباشد. درنهایت نیز سود و زیان محاسبه شده و با ریال تسویه حساب انجام شود. در این صورت اولا بازار تنها به طور انحصاری تحت‌تاثیر اسكناس دلار نخواهد بود و بازار نیز نظم پیدا خواهد كرد و وضعیت نوسانی چون امروز به راحتی پیدا نمی‌شود. در صورت وجود این بازار آتی دیگر افراد و متقاضیان كف خیابان‌ها به دنبال دلال دلار نیز نخواهند گشت.

با اتخاذ این روش علاوه بر موارد گفته شده، دولت می‌تواند از این راه درآمد مالیاتی نیز به دست آورد. اكنون وضعیت به گونه‌ای است كه دولت هیچ اطلاعی از معاملات ارزی ندارد و وضعیت درآمدی فعالان این عرصه نامشخص است حال اگر در بازار فرابورس این امكان فراهم شود، آن گاه آمار خرید و فروش هر فرد نیز مشخص خواهد بود و دولت می‌تواند از این بخش نیز مانند هر فعالیت دیگر اقتصادی درآمد به دست آورد كه راه برای كم شدن وابستگی به نفت و افزایش درآمدهای مالیاتی هموارتر می‌شود.

در هر حال شما باور دارید افزایش سرمایه‌ها در بازار ارز از مشكلات این بخش می‌كاهد، با این حال آرام شدن این بخش به معنای بهبود وضعیت تولید و درنهایت افزایش رشد واقعی اقتصادی خواهد بود؟

مشكل اقتصاد ایران این نیست كه سرمایه‌ها به سمت بازار ارز می‌روند، مساله نبود ابزار كافی مالی در كشور است. هنگامی كه این ابزار به اندازه نیاز وجود ندارند، افراد مجبور می‌شوند ارز را به شكل سنتی بخرند و در خانه‌های خود نگه دارند تا زمانی‌كه قیمت‌ها بالا رفت، آنها اقدام به فروش این دارایی خود كنند. بنابراین در گام نخست باید این مساله را حل كرد تا خانه تبدیل به محل نگهداری دارایی‌ها نشود.

از سوی دیگر باید پذیرفت فردی كه ارز می‌خرد سودا‌گر نیست و در حال انجام یك خدمت است. اگر كسی در كشور ارز نداشته باشد، در همین نوسانات مقطعی كار از دسته همه خارج می‌شود و دیگر نمی‌توان مشكلات را حل كرد و هنگامی كه كسی در داخل كشور ارز نداشته باشد، صادركننده چگونه درآمد صادراتی خود را به ریال تهیه كند. علاوه بر این اگر به طور كلی بازار ارز هم در كشور وجود نداشته مشكلات اقتصاد ایران حل نمی‌شود و مسائلی بزرگ‌تر به وجود خواهند آمد.

باید در كشور منابعی وجود داشته باشند تا وظیفه نقدشوندگی را برعهده گیرند. با رویكردهای رادیكال و نگاه‌هایی از این دست كه می‌خواهند از طریق ارز و بازار آن مشكلات اقتصاد یا حل شود یا تمام بخش‌های اقتصاد را برای حل یك مساله مانند اشتغال بسیج كرد، نمی‌توان به جنگ مشكلات رفت. بازار ارز نیاز یك كشور است و باید براساس نیازهای داخلی خود بازار متناسب ایجاد كرد.

برچسب ها:

دلار 

نظرات کاربران
security code
اخبار مرتبط