۷ اشتباه مالی پنهان که استارتاپ‌های در حال رشد مرتکب می شوند

۷ اشتباه مالی پنهان که استارتاپ‌های در حال رشد مرتکب می شوند
Facebook Twitter LinkedIn

۰۶:۵۱ | ۱۴۰۴/۰۳/۱۲

استارتاپ‌ها معمولا به دلیل کمبود جاه‌طلبی از بین نمی‌روند. آن‌ها در اثر مه مالی، یعنی نبود شفافیت اقتصادی که منجر به تصمیمات ضعیف مالی می‌شود، شکست می‌خورند.

به گزارش اکو آنلاین:کیشور داساکا یکی از بنیان‌گذاران موسسه مشاوره‌ای KayOne Consulting است. او طی ۲۰ سال گذشته، با بیش از ۲۵۰ کارآفرین در حوزه‌‌های مالی و استراتژی همکاری کرده و به آن‌ها در بهینه‌سازی جریان نقدی، افزایش سودآوری و مقیاس‌دهی کارآمد کمک کرده است. داساکا در این مقاله، از تجربه‌های کاری و شخصی خود استفاده کرده تا نشان دهد استارتاپ‌هایی که در حال تجربه رشد سریع و سرسام‌آور هستند، چطور با ارتکاب ۷ اشتباه پنهان، همه یا بخش قابل توجهی از سرمایه خود را از دست می‌دهند.

 

استارتاپ‌ها معمولا به دلیل کمبود جاه‌طلبی از بین نمی‌روند. آن‌ها در اثر مه مالی، یعنی نبود شفافیت اقتصادی که منجر به تصمیمات ضعیف مالی می‌شود، شکست می‌خورند.

 

من با تعداد کافی از بنیان‌گذاران فناوری با رشد سریع کار کرده‌ام تا بدانم: هرچه به تناسب محصول و بازار نزدیک‌تر شوید، جریان نقدی خطرناک‌تر می‌شود. این به دلیل شکست نیست، بلکه به دلیل رشد بدون شفافیت و برنامه مالی مشخص است.

 

بدتر از آن چیست؟ اکثر بنیان‌گذاران متوجه خطر نمی‌شوند: درآمد در حال افزایش است، روحیه‌ تیم بالا است، رشد قابل مشاهده است، اما آمار و ارقام حساب‌های بانکی شرکت روز به روز ترسناک‌تر می‌شوند.

 

این‌ها پروژه‌های سرگرمی در مراحل اولیه نیستند. این‌ها شرکت‌های واقعی هستند که بیش از ۲ میلیون دلار درآمد دارند. همان‌هایی که اغلب از خود می‌پرسند: «آیا پول کافی داریم تا حقوق ماه آینده را پرداخت کنیم؟»

 

چرا این اتفاق می‌افتد؟ در ادامه، ۷ اشتباه پنهانی آورده شده است که حتی بهترین استارتاپ‌ها را به ورشکستگی می‌کشاند و اقداماتی که می‌توانید برای جلوگیری از آن‌ها انجام دهید.

 

۱. در نظر گرفتن درآمد به عنوان یک شبکه‌ ایمنی

 

یک نقل قول که اغلب به استیو جابز نسبت داده می‌شود این است: «اگر مشکل درآمد را حل کنید، بسیاری از مشکلات را حل کرده‌اید.» این جمله تا حدی درست است. درآمد قوی به شما قدرت مانور، گزینه‌های بیشتر و فضای تنفس می‌دهد.

 

اما بسیاری از بنیان‌گذاران فرض می‌کنند که درآمد = امنیت. در حالی که این ‌طور نیست.

 

درآمد بدون کنترل فقط یک هیاهو است. اگر در حال رشد هستید بدون اینکه حاشیه سود، نرخ مصرف نقدینگی یا فرآیند وصول را دنبال کنید، آن درآمد می‌تواند شکاف‌های خطرناکی را در کسب‌وکار پنهان کند.

 

چه باید کرد؟ ذهنیت خود را تغییر دهید. درآمد هدف نیست، بلکه سوخت رشد است. شما هنوز هم باید پیگیری کنید که کسب درآمد چقدر هزینه دارد، چقدر طول می‌کشد تا دریافت شود و آیا در نهایت سود می‌کنید یا خیر.

 

۲. عدم تسلط واقعی بر جریان درآمد

 

مشکلات جریان نقدی به ندرت با هزینه‌ها آغاز شده‌اند. آن‌ها با اعتماد بیش از حد به جریان فروش شروع می‌شوند.

 

بارها دیده‌ام که بنیان‌گذاران بر اساس پیش‌بینی‌های فروش که هرگز محقق نشده‌اند، نیروهای بیشتری استخدام می‌کنند یا روی گسترش کسب‌وکار شرط‌بندی می‌کنند با این فرض که درآمد «احتمالا» در سه‌ماهه‌ بعدی خواهد آمد. این خوش‌بینی ماه‌ها از زمان رشد را از بین می‌برد.

 

چه باید کرد؟ جریان درآمد خود را به ‌طور هفتگی رصد کنید. بدانید چه چیزی واقعا بسته می‌شود، نه فقط آن چه «احتمالا» رخ خواهد داد. پیش‌بینی‌های درآمد را به شاخص‌های مشخص تبدیل نرخ متصل کنید، نه به حس شهودی. اگر جریان فروش شما ضعیف یا غیرقابل پیش‌بینی باشد، کل پیش‌بینی نقدینگی شما فقط یک صفحه‌ اکسل پر زرق‌وبرق خواهد بود!

 

۳. تاخیر در رهبری مالی استراتژیک

 

بنیان‌گذاران می‌دانند چه زمانی باید یک مدیر ارشد بازاریابی استخدام کنند. آن‌ها می‌دانند چه زمانی باید یک معاون فروش بیاورند. اما اکثر آن‌ها بیش از حد طول می‌دهند تا فردی متخصص را در حوزه‌ مالی (فراتر از یک حسابدار ساده) استخدام کنند.

 

نتیجه؟ هیچ پیش‌بینی مالی، هیچ مدل‌سازی مالی، هیچ بینشی در مورد اقتصاد واحد استارتاپ وجود ندارد. فقط گزارش‌های ماهانه از یک حسابدار که نمی‌تواند به سوالات استراتژیک پاسخ دهد. نکته نگران‌کننده‌تر این است که آن‌ها به اعداد نادرست و بی‌ارتباط نگاه کرده و فرض می‌کنند که اوضاع خوب است.

 

چه باید کرد؟ به ‌محض رشد کسب‌وکار و اتخاذ تصمیمات کلیدی درباره‌ استخدام، تامین مالی یا قیمت‌گذاری، به یک همکار مالی استراتژیک نیاز دارید. این الزاما به معنای استخدام یک مدیر ارشد مالی (CFO) تمام‌وقت نیست. یک CFO موقت (Fractional CFO) می‌تواند در تیم شما نقش ایفا کند و آن رهبری مالی را به‌ صورت پاره‌وقت ارائه دهد، بدون این که نرخ مصرف نقدینگی شما را افزایش دهد.

 

۴. رشد قبل از تثبیت اقتصاد واحد

 

بارها دیده‌ام که شرکت‌ها فرآیند جذب مشتری را در مقیاس بزرگ اجرا می‌کنند، اما بعدا متوجه می‌شوند که دوره‌ بازپرداخت آن‌ها بسیار طولانی است، یا حاشیه‌ سود آن‌ها برای جبران هزینه‌ جذب مشتری بسیار کم است.

 

وقتی هزینه‌ جذب مشتری  (CAC)، ارزش طول عمر مشتری (LTV) و حاشیه‌ مشارکت را تا رقم اعشار محاسبه نکرده باشید، رشد می‌تواند خطرناک شود.

 

چه باید کرد؟ فقط اقتصاد واحد را رصد نکنید: بلکه آن را تحت آزمایش فشار قرار دهید. اگر CAC شما ۲۰٪ افزایش پیدا کند یا میزان ریزش مشتری بیشتر شود، چه اتفاقی برای جریان نقدی شما می‌افتد؟ اگر مدل مالی شما فرو بپاشد، قبل از مقیاس‌دهی آن را اصلاح کنید.

 

۵. نادیده گرفتن زمان‌بندی جریان‌های نقدی

 

سودآوری روی کاغذ به این معنی نیست که می‌توانید حقوق تیم خود را پرداخت کنید.

 

اگر مشتریان شما شرایط پرداخت ۶۰ روزه یا ۹۰ روزه داشته باشند اما حقوق کارکنان هر دو هفته پرداخت شود، موجودی حساب بانکی شما به «سود» اهمیتی نمی‌دهد. شما پیش از دریافت پول، با مشکل نقدینگی مواجه خواهید شد.

 

چه باید کرد؟ جریان نقدی را هفتگی مدیریت کنید، نه ماهانه. یک پیش‌بینی نقدینگی ۱۳ هفته‌ای ایجاد کنید. جریان‌های واقعی ورودی و خروجی را بر اساس زمان‌بندی رصد کنید، نه فقط بر اساس فاکتورها. اگر عدم تطابق وجود دارد، شرایط پرداخت را مجددا مذاکره کنید یا از ابزارهای تامین مالی برای پر کردن شکاف‌های موجود استفاده کنید.

 

۶. گسترش بدون مدل‌سازی ریسک‌های احتمالی

 

بنیان‌گذاران عاشق رشد هستند و این امر خوبی است. اما وقتی بدون مدل‌سازی سناریوهای منفی وارد یک بازار جدید می‌شوید یا یک محصول جدید را عرضه می‌کنید، در واقع زمان بقای خود را به خطر می‌اندازید.

 

گسترش معمولا با هزینه‌های پنهان همراه است: تاخیرها، بومی‌سازی، رعایت مقررات و جذب استعدادها. بازدهی این تلاش‌ها همیشه بیشتر از آن چه تصور می‌کنید طول می‌کشد.

 

چه باید کرد؟ یک مدل پایه، یک سناریوی خوش‌بینانه و یک سناریو برای بدترین حالت بسازید. اگر سناریوی بدترین حالت کسب‌وکار شما را در معرض خطر قرار می‌دهد، مکث کرده و مسیر پیش رو را دوباره بررسی کنید. رشد باید کسب‌وکار شما را گسترش دهد، نه آن را نابود کند.

 

۷. جذب سرمایه بدون آمادگی مالی

 

یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای از دست دادن اعتماد سرمایه‌گذاران، حضور بدون وضوح مالی است. بارها دیده‌ام که بنیان‌گذاران در جلسات لغزش می‌کنند، زیرا نمی‌توانند به سوالات ساده‌ای درباره‌ زمان بقای کسب‌وکار  (Runway)، حاشیه سود یا هزینه‌ جذب مشتری (CAC) پاسخ دهند.

 

زمانی که سرمایه‌گذاران احساس کنند شما بر اعداد و ارقام خود مسلط نیستید، معامله به تاخیر می‌افتد یا بدتر، کاملا از بین می‌رود.

 

چه باید کرد؟ ۶ تا ۹ ماه پیش از جذب سرمایه، صورت‌های مالی خود را آماده کنید. یک مدل سه ‌بیانیه‌ای بسازید. فرضیات خود را مستند کنید. درک کنید که کدام معیارها برای نوع سرمایه‌گذاری که هدف قرار داده‌اید مهم است و با زبان آن‌ها صحبت کنید.

 

نتیجه‌گیری: شما نمی‌توانید نقاط کور خود را ببینید

 

بنیان‌گذاران باهوش و خلاق هستند، اما آن‌ها به محصول، تیم و ماموریت بیش از حد نزدیک هستند. این نزدیکی یک شمشیر دولبه است.

 

شما به کسی در اتاق نیاز دارید که از نظر احساسی به کسب‌وکار شما وابسته نباشد. کسی که اهمیتی نمی‌دهد چقدر در سه‌ماهه‌ گذشته سخت تلاش کرده‌اید، اما همچنان به شما خواهد گفت که اعداد درست نیستند. کسی که برای تشویق شما نیامده، بلکه هدفش هدایت شما و کسب‌وکارتان است.

 

این همان چیزی است که یک مدیر مالی موقت یا پاره‌وقت ارائه می‌دهد.

 

موضوع فقط تهیه گزارش‌ها نیست. بلکه ایجاد یک بینش واحد و قابل پیگیری است، شناسایی شکاف‌ها قبل از تبدیل شدن به بحران نقدینگی است. زیرا واقعیت این است: زمانی که بتوانید تصویر کامل مالی را بدون تعصب و بدون هیاهو ببینید، دیگر صرفا بر اساس واکنش به رویدادها و چالش‌های مسیر تصمیم نمی‌گیرید، بلکه می‌توانید با دیدن تصویر بزرگ‌تر، به یک رهبر و مدیر واقعی تبدیل شود.

 

این همان راهی است که به شما اجازه می‌دهد نه ‌تنها سریع رشد کنید، بلکه این کار را به شکلی هوشمندانه انجام دهید.

 


برچسب ها:

استارتاپ‌ 

نظرات کاربران
security code
اخبار مرتبط